رضا قليخان هدايت

1071

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در صفت مشايخ و اولياء الله گويد هله هشدار كه در شهر دوسه طرارند * كه به تدبير كله از سر مه بردارند دوسه رندند كه هشياردل و سرمستند * كه فلك را به يكى عربده در چرخ آرند سردهانند كه تا سر ندهى سر ندهند * ساقيانند كه انگور نمىافشارند يار آن صورت غيبند كه جان طالب اوست * همچو چشم خوش او خيره‌كش و عيارند صورتىاند ولى دشمن صورتهايند * دوجهانند ولى از دوجهان بيزارند همچو شيران بدرانند و به لب مىخندند * دشمن يكديگرند و به حقيقت يارند خودفروشانه يكى با دگرى در جنگند * ليك چون وانگرى متفق و يك كارند همچو خورشيد همهء روز نظر مىبخشند * مثل ماه و ستاره همه‌شب سيارند دلبرانند كه دل برندهد بىبرشان * سرورانند كه بيرون ز سر و دستارند مردمى كن برو از خدمتشان مردم شو * زانكه اين مردم ديگر همه مردم‌خوارند فى النصيحة و الموعظه دلا نزد كسى بنشين كه او از دل خبر دارد * به زير آن درختى رو كه آن گلهاى تر دارد