رضا قليخان هدايت

753

مجمع الفصحاء ( فارسي )

كركس و شير فلك طعمه‌خوران در مصاف * ماهى و گاو و زمين لرزه‌كنان زير بار چرخ چو لاله به دل در خفقان رفته صعب * دهر چو نرگس به چشم در يرقان مانده زار چون تو برآرى حسام پيش تو آرد سجود * گنبد صوفى لباس بر قدم اعتذار امر دهد كردگار كى ملكوت احتياط * پند دهد روزگار كى ثقلين اعتبار باز شكافى به تير سينهء اعدا چو سيب * بازنمايى ز خون دانهء دلها چو نار فى الحكمة و الموعظة و المعرفة و السلوك و التجريد مرا دل پير تعليم است و من طفل زبان دانش * دم تسليم سر عشر و سر زانو دبستانش سر زانو دبستانست چون كشتى نوح آن را * كه طوفان جوش درد اوست جودى گرد دامانش خود آن‌كس را كه روزى شد دبستان از سر زانو * نه تا كعبش بود جودى و نه تا ساق توفانش كسى كاين خضر معنى راست دامن‌گير چون موسى * كف موسى و آب خضر بينى در گريبانش همه تلقينش آياتى كه خاموشست تأويلش * همه تعليمش اشكالى كه نادانيست برهانش مرا بر لوح خاموشى الف بى تى نوشت اول * كه دردسر زبانست و ز خاموشيست درمانش