رضا قليخان هدايت
972
مجمع الفصحاء ( فارسي )
حيوان را به رتبه و مقدار * دايه و مطبخى و خوانسالار نقش نوشاد را ازو شادى * سرو آزاد ازو به آزادى زو كشيده گشاده شد به بهار * پنجهء سرو و چهرهء گلنار گرچه اين دايه از كرانه مرا * تربيت كرد مادرانه مرا چون گيا بىخبر همىخوردم * با گيا همرهى همىكردم اولين سبز ساخت كسوت من * بعد از آن لعل بافت خلعت من چون بريدم ز لعل و سبز اميد * باز دادم يكى قماط سپيد چون دريدم قماط سيمابى * دوخت بازم قباى عنابى ساخت زان پس مرا به مستورى * كرته عودى و حجره كافورى حجرهيى پر ز ديو هفت سرى * ششسوى چار بخش و پنج درى چون درون از لباس تن پرداخت * از برون حجره را غلافى ساخت پس مرا از براى هرنه برخ * كرد نه ماه جلوه بر نه چرخ دست آخر چو جلوه كرد تمام * شربتم جامه كرد و جامه طعام چون قوى پنج گشت بنيادم * پس به شهر پدر فرستادم در مراتب نفس انسانى و آغاز تركيب فرمايد يافتم بر كران روم و حبش * شهرى اندر ميان آتش خوش از برونش نو و درونش مسن * تربتش حادث و هواش عفن ميوهدارانش سرنگون از تاب * همچو سايهء درخت بر لب آب راستنىهاش چون دل دانا * شاخ در شيب و بيخ در بالا ساخته خيمهها ز باد و تراب * ميخها ز آتش و طناب از آب ساحتش گشتن و سياحت را * راحتش كشتن و جراحت را ملكى با دو روى و بادهسر * اصل او از دو مادر و دو پدر پنج سر مشرفات هامونى * پنج سر منهيات گردونى ذات اشراق و مايهء اشراف * دادهء علم و زادهء انصاف