رضا قليخان هدايت
905
مجمع الفصحاء ( فارسي )
252 سراجى خراسانى نامش جمال الدّين محمد بن على محفل فضائل را سراج و تارك كمالات را تاج مداح خسرو ملك بوده و مداحى او را مىنموده از اشعار اوست . چون خواست روى خويش نمود از حجاب شب * بر روى روز بست ز ظلمت نقاب شب سيمرغ آفتاب چو افتاد در غروب * ناگه طلوع كرد چو پر غراب شب تا لشكر نجوم برآمد ز باختر * ناچخ ز ماه ساخته رمح از شهاب شب زان سان جهان گرفت كه گويى فلك مگر * فيروزه خيمهايست مر او را طناب شب روز وغا به گوش يلان صيت كوس او * خوشتر بود ز نغمهء چنگ و رباب شب بدخواه روز رزم ز تيغ چو آب او * غلتد به خون چنان كه خور اندر نقاب شب رخشد به روز معركه از گرد قيرگون * تيرش بدان صفت كه درخشد شهاب شب شاها ز عشق صبح فتوح تو مىكند * در آمدن براى گذشتن شتاب شب و له دوش گردون در صفت بحرى معلق مىنمود * ماه نو بر وى چو زراندوده زورق مىنمود