رضا قليخان هدايت

مقدمه 57

مجمع الفصحاء ( فارسي )

نيشابورى سراج الدّين علاء بلخى سيف الدّين اسفرنگى شاه كبود جامهء استرآبادى كمال اصفهانى حاصل آنكه پس از سپرى شدن زمان شعراى سلاجقه در مرتبهء شعر ترقى حاصل نيامد بلكه روز به روز از مرتبهء اعلى ميل بمرتبهء اوسط نمود تا بسلمان ساوجى و امثال او رسيد جمعى متوسطين در اين ميانه از تغزل‌سرايى دم زدند كه بجز جناب خواجه شمس الدّين محمد حافظ كه غزلياتش مطبوع طباع اهل صورت و معنى آمده كمتر ديوانى از آنان مانده كه پسنديده آيد و شنيدن را شايد تا بتدريج از مقام اوسط نيز تنزل نموده بمرتبهء ادنى رسيد در زمان تركمانيه و صفويه طرزهاى نكوهيده عيان شد طريقهء انيقهء انتظام قصيدهء فريدهء فصيحه و شيوهء شيواى موعظه و نصيحت و حكيمات و زهديات و حماسيات كه رسم فصحاى ما تقدم بود بالكليه برافتاد موزونان بمخمس و مسدس و مثنوىسرائى و غزل‌آرائى و تعبيهء معما و تعميهء اسمهاى بىمسما مايل شدند و غزل را چون قرارى معين نبود بهر نحوى كه طبايع سقيمه و سليقهء نامستقيمه آنان رغبت كرد پريشان‌گوئى و ياوه‌دارئى و بيهوده‌سرائى آغاز نهادند بجاى حقايق وارده مضامين بارده و بعوض صنايع بديعه و بدائع لطيفه مطالب شنيعه و مقاصد كسيفه در درج اشعار و ضمن گفتار درج و تضمين فرمودند خاصه كه در اواخر صفويه و افشاريه و اوايل زنديه و الواريه طلوع كوكب طالع آنان مايهء غروب اختر فضل و دانش و فصاحت و بلاغت و حكمت و معرفت گرديد هر فاضلى زاويه‌اى گزيد و هر كاملى بكنجى خزيد هر هرزه‌درايى را كمال نام شد و هر كمالى تمام اگرچه اثبات اين دعوى بر اهل اخبار و معنى واضح است ولى شايد از اشعار متوسطين قليلى ناچار درين اواسط مرقوم افتد القصه چون در پس هر نقصانى كمالى و در قفاى هر فراقى وصالى مقرر است و عزت و ذلت هر صنفى از اهل هر صفتى را وقتى مقدر در اواخر دولت الواريه چند تن را سليقه بر احياى شيوهء متقدمين قرار گرفت و از بىمزگيهاى طرز متأخرين و طريقهء مبتذلهء ايشان آگاه آمدند بغايت جوشيدند و كوشيدند و كسوت جدوجهد پوشيدند و مردم را از طرز نكوهيدهء متأخرين منع كردند و بسياقت نيكوى متقدمين مايل آوردند و بمشقت مشق آن شيوه‌ها در پيش گرفتند اما بمراتب عاليه نرسيدند .