رضا قليخان هدايت

مقدمه 22

مجمع الفصحاء ( فارسي )

هفت اقليم تذكرهء ديگرى كه مورد نظر و توجه محققان و تذكره‌نويسان قرار گرفته است كتابيست بنام « هفت اقليم » تأليف امين احمد رازى پسر خواجه ميرزا احمد كه در سال 930 از جانب شاه‌طهماسب بكلانترى رى منصوب بوده است . امين احمد در مقدمهء كتاب در سبب و مدت و تاريخ تأليف و تسميهء كتاب خود چنين نوشت : « چنين گويد محرر اين مقالت و محرر اين كلمات امين احمد رازى اصلح اللّه احواله كه اين كمينهء بىبضاعت هميشهء اوقات را در تحقيق احوال ابرار و اخبار اخيار مصروف مىداشت و از بحار فوائد و اشعهء انوار عوايد ايشان اعتراف و اقتباس مىنمود ، تا آخر بنا بر وفور خواهش خود و اشارهء بعضى از دوستان خاطر بدان قرار گرفت كه تذكره‌يى جمع سازد از نظم و نثر تا زبان حال را كارى و ايام مستقبل را يادگارى باشد و بعد از شش سال كه ليل و نهار بدان مواظبت نموده شد كتابى بحصول پيوست مملو از اشعار و اخبار و حكايات و آثار كه هر صفحه‌اش گلزاريست روح‌افزا كه دماغ اهل خبرت را معطر مىدارد و هر ورقش چمنيست خرم و زيبا كه ديدهء ارباب بصيرت را منور مىسازد : بدانى چو نيكو درو بنگرى * كه جان كنده‌ام تا تو جان پرورى اگرچه نظارگيان از گل و رياحين آن بوستان و باغ جان را معطر و مورّد مىگردانند اما از لذت نقل آن ثمرات هنى بنا بر افزونى عبارت و زيادتى كتابت بىمنفعت و محروم مىمانند لاجرم بخاطر رسيد كه از هر خرمن آن دانه‌يى و از هر كيلش پيمانه‌يى جمع ساخته كتابى علىحده تصنيف نمايد تا همه‌كس را از نقل و مطالعهء آن حظى وافر و نفعى متكاثر باشد . . . از عارف بارى خواجه عبد اللّه انصارى نقلست كه از هر پيرى سخنى ياد گيريد و اگر بتوانيد نام ايشان را ياد داريد كه به آن بهرهء تمام خواهيد يافت . . . » قطعه درين كتاب نظر كن به چشم عبرت بين * كه رشك لعبت مانى و صورت چينست كتاب نيست غلط مىكنم كه دريائيست * كه دست عقل ز اطراف او گهرچينست ز پاى تا سر او يك‌به‌يك تأمل كن * ببين چگونه همه نغز و خوب‌آئين‌ست