رضا قليخان هدايت

31

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له فى شكايت الافلاك اى به ديدن كبود و خود نه كبود * آتش از طبع و در نمايش دود اى دو گوش تو كرّ مادرزاد * با توام زارى و عتاب چه سود 3 سلطان اتسز خوارزم شاه رحمه اللّه پسر قطب الدّين محمد بن انوشتكين است . جد وى غلام بلكاتكين از ممالك سلطان ملكشاه سلجوقى بود و پس از فوت خواجهء خود در خدمت سلطان ترقى كرد و شحنگى خوارزم به او متعلق شد و قطب الدّين محمد پسرش در ولايت مرو به جلالت و شجاعت معروف آمد و در زمان بركيارق و سلطان سنجر بن ملكشاه حكومت خوارزم يافت و مدت سى سال به استقلال گذرانيد و پسرش اتسز بعد از او با سلطان سنجر به صداقت و اخلاص متابعت مىكرد و آخر الامر به طغيان و عصيان سر برآورد و به مقابله و مقاتله درآمده منهزم شد . پسرش ايل قتلغ گرفتار و به حكم سلطان او را به دونيم زدند و سليمان شاه برادرزادهء سلطان حكمران خوارزم شد و به دو تاخته او را از خوارزم بيرون كرده استقلال يافت و در سركشى افزود در سنهء 532 كه سلطان سنجر از لشكر قراختا هزيمت يافت اتسز مرو را غارت كرده مزيد رنجش سلطان شد و لشكر به خوارزم كشيد و اتسز از در عذر و بندگى درآمده بعضى ابيات گفته به سلطان فرستاده و به نحوى كه در تواريخ مسطورست آخر كار در سلطنت خوارزم مستقل گرديده مدت شانزده سال خوارزم شاه بود و در شب نهم جمادى الآخر سنهء 546 درگذشت و هفت تن از اولاد وى بعد ازو خوارزم شاه شدند و استقلال تمام يافتند و آخرين آنها سلطان جلال الدّين منكبرنى ، و سلطان اتسز پادشاهى با كمال بوده ، اين ابيات از اوست كه به سنجر نوشته است : مرا با ملك طاقت جنگ نيست * به صلح ويم نيز آهنگ نيست ملك شهريارست و از شهريار * هزيمت شدن بنده را ننگ نيست اگر بادپايست خنگ ملك * كميت مرا نيز پا لنگ نيست