زين العابدين شيروانى
60
بستان السياحه ( فارسي )
و آنچه كتب سماوى از ان خبر داده و انبيا بدان زبان كشادهاند منكر مىباشند و همكى را تاويل كنند فقير از اين قوم نيز ديده و بصحبت ايشان رسيده است سيّم جميع فرق اسلام و امّت خير الانام متّفقند بر اينكه در عالم برزخ و يوم القيمة ترقى و كمال مىباشد و اين مطلب عقلا و شرعا ثابتست امّا عقلا محقّقين حكما كفتهاند كه اين بديهى است كه هرچه ذاتى چيزى نبوده باشد البته بسبب امر خارجى از ان چيز خواهد بود مانند حرارت آب كرم كه چون ذاتى آن نيست البته بواسطهء امر خارج از او در او حاصل شده است و كذلك چون نفس انسانى در مبدا حال باتفاق جمهور عقلا هيولا جوهريست كه هيچ امرى از امور مستند بذات او نمىتواند بود بلكه هرچه او را حاصل شود البته بوسيلهء آلات بدنيّه خواهد بود و هركاه آلات معدوم و مفقود شوند هرچه تابع آلات باشد بالضرورة فانى خواهد بود چه عدم علّت مستلزم عدم معلولست پس مىبايد كه هرچه بسبب آلات بدنيّه او را حاصل باشد بعد از فساد آلات بمرور زائل كرد و ليكن زائل شدن آنها بواسطهء كبائر و صغاير معاصى متفاوت خواهد بود و ايضا بسبب شدّت رسوخ و قلّت آن متفاوت است بعضى را نجات زود بر بعضى را ديرتر و دشوارتر خواهد بود امّا بعد از خلاصى و رستكارى نفوس را رجوع بعالم اصلى خواهد بود و به حكم كلّ شىء يرجع الى اصله آنها را در آن عالم عذابى نخواهد بود و ايضا حكماء فرس كفتهاند كه فرشتكان را حالت منتظره است و جان چرخ را نيز حالت منتظره است نه آنطور حالت كه در خيال ماست و تواند بود كه از هيئات جسمانيّه ملكيّه مستخلص شده به پايه بلندتر از آنكه دارند نوازش يابند خردمند چون كويد كه ممكن را حالت منتظره نيست و آنكه كويد ترقّى و تنزّل براى ممكنات نباشد از خرد تهيست و امّا شرعا آيات قرآنى و احاديث نبوى ص و اخبار اهل بيت عصمت ع بسيار است كه دلالت بر ترقى و كمال مىكند در جائى بارىتعالى مىفرمايد يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً و جاى ديكر فرموده إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ * و جاى ديكر فرموده إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * بدانكه غفران و عفو صورت نمىبندد مكر در كسى كه از حضيض نقصان به اوج كمال ترقى نمايد مىكويم كه اكر قايل اين قول از اهل اسلام مىبود هرآينه شفاعت انبيا و رسل و هاديان سبل را انكار نمىنمود و معنى آيهء كريمهء وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى را منكر نمىشد چه آن حضرت كجا راضى مىشوند كه پيروان ايشان در خارستان نقصان مانند و امّتان خويش را به بوستان كمال نرسانند زيرا كه معنى شفاعت آنست كه شخصى واسطه شود و حضرت خداوند از جرم مجرم بكذرد و بعضى كفتهاند شفاعت بمعنى دفع مضار و اسقاط عقاب از مستحقّين اوست از جناب رسول ص مرويست كه نيست شفاعت من مكر از براى اهل كبائر از امّت من اما نكوكاران احتياج به شفاعت من ندارند محقّقين فرمودهاند كه بموجب كلّ شيء يميل الى مركزه ناچار است جزء را كه مايل باشد بكل خويش بيت بلبلان را عشق با روى كل است * جزوها را ميل رو سوى كل است و در هر حال كل جاذب جزو خويش است و آيه كريمهء يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ بر مطلب دلالت تام دارد صاحب مجالس المؤمنين فرموده كه علاء الدولهء سمنانى بر اين قايل شده كه جميع فرق اسلام مغفور و در روضهء دارالسّلام مسرور خواهند بود و هيچ طايفه از طوايف اسلام در نار مخلّد نخواهند بود و ايضا جميع فرق شيعهء به اين حديث قايلند كه حبّ علىّ حسنة لا تضرّ معها سيّئة لهذا همه ايشان اميد شفاعت از آن حضرت دارند زيرا كه آن حضرت قسيم الجنّة و النّارند چكونه ساقى كوثر راضى مىباشد كه شيعيان ايشان در سراب نقصان بمانند و مخلصان خويش را از آب كوثر كمال سيراب نكردانند و ايضا اجماع شيعهء اماميّه بر اينست كويا در اين خصوص احاديث متواتر است كه شيعه اماميّه داخل جهنم نمىشود و ايضا حديثست كه در روز قيامت ادنى مؤمن هفتاد نفر را شفاعت مىكند و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين ذكر آباده نام دو سه موضعست در كشور فارس