زين العابدين شيروانى
53
بستان السياحه ( فارسي )
مشرق باشد آن را طالع كويند و هر درجه و هر دقيقه كه از برجى طالع باشد سابع آن برج از درجه و دقيقه غارب خواهد بود مثل برج حمل ده درجه و بيست دقيقه طالع سابع آنكه برج ميزانست ده درجه و بيست دقيقه غارب خواهد بود و همچنين ساير بروج مقابل طالع غارب بود و غارب بيت سابع باشد برج دويّم را بيت ثانى خوانند و نظير آن بيت ثامن باشد بيت سيّم از طالع نظير آن بيت تاسع باشد بيت رابع از طالع نظير آن بيت عاشر باشد بيت پنجم از طالع نظير آن بيت حادى عشر باشد و بيت سادس از طالع نظير آن بيت ثانى عشر باشد و هر بيت نظيرش درجه و دقيقه ايشان مثل هم باشد برج طالع و برج رابع و برج سابع و برج عاشر را اوتاد كويند بيت ثالث و بيت سادس و بيت تاسع و بيت ثانى عشر را زائل اوتاد كويند و ازين بيوت چهار خانه ساقط باشد دو خانه از خانهاى مايل و آن بيت ثانى و بيت ثامن باشد دو خانه از خانهاى زائل كه آن سادس و ثانى عشر است و منسوبات خانهاى دوازدهكانه را در نظم بيان مىنمايد نظم اوّلين خانه تن و جانست * دويّم احوال رزق و اعوانست نقل نزديك خانهء اخوان * از سيم خانه حكم آن ميدان چارمين خانه ضياع و عقار * آن ز آب و مقام كنج شمار بيت پنجم از ان فرزند است * خبر عشق و يار دلبند است بيت سادس غلام و رنجورى * سحر و دزديده دان و مستورى غايب و دزد و زن بود هفتم * خوف و ميراث و مرك در هشتم بيت تاسع غموم و خواب بود * سفر دور از ان صواب بود عمل و حال مادر و سلطان * اين سه را حكم از دهم ميدان خانهء يازده اميد و حبيب * باشد و نيست اندرو تكذيب ده و دو بيت بندد هم زندان * مسكن دشمنان و هم حيوان بدانكه حمل و اسد و قوس ناريند و ثور و سنبله و جدى ترا بيند و جوزا و ميزان و دلو هوائىاند و سرطان و عقرب و حوت مائىاند و فصول اربعه بودن آفتاب در حمل و ثور و جوزا فصل بهار باشد و اين بروج را بروج ربيعى خوانند و بودن آفتاب در سرطان و اسد و سنبله تابستان باشد و اين بروج را سيفى نامند و بودن آفتاب در ميزان و عقرب و قوس فصل پائيز باشد و اين بروج را خريفى كويند و بودن آفتاب در جدى و دلو و حوت زمستان باشد اين بروج را شتوى خوانند و برج اوّل از هر فصل منقلب باشد و برج دويّم ثابت و برج سيّم ذو جسدين چنانچه بروج منقلب حمل و سرطان و ميزان و جدى و بروج ثابت ثور و اسد و عقرب و دلو و بروج ذو جسدين جوزا و سنبله و قوس و حوت باشند و نقطه اوّل حمل و اوّل ميزان را نقطهء اعتدالين كويند يعنى هركاه آفتاب در اين دو موضع باشد شب و روز مساوى باشد در ساعت و نقطه اوّل سرطان و اوّل جدى را انقلابين خوانند چه هركاه آفتاب به نقطه اوّل سرطان رسد ساعات نهار شروع مىكند از زيادتى بنقصان و بالعكس در جدى چنانچه انقلابى در ساعات حاصل مىشود و ارباع طالع درجهء طالع دليل مشرقست درجهء عاشر دليل شمال درجهء سابع دليل مغربست درجهء رابع دليل جنوب و ربع اوّل كه از درجهء طالع است تا رابع و ربع ثالث كه از درجهء سابع باشد تا عاشر مدبر و مؤنّث كويند و ربع ثانى كه از رابع باشد تا سابع و ربع رابع كه از عاشر است تا طالع مقبل و مذكّر خوانند فصل در نظرات خمسه و اجرام سيّارات بدانكه نظرات پنج مىباشند مقارنه و تسديس و تربيع و تثليث و مقابله مقارنه آنست كه دو كوكب در يك برج و يك دقيقه باشند باصطلاح اهل نجوم و باختلاف كواكب بعبارات مختلفه تعبير كنند هركاه دو كوكب يا زياده از دو كوكب از اين شش كوكب كه آن قمر و عطارد و زهره و مرّيخ و مشترى و زحل است در يك درجه و يك دقيقه باشند بلفظ مقارنه كويند هركاه شمس با قمر باشد آن را بلفظ اجتماع تعبير كنند و هريكى از هفت كوكب با عقدهء راس يا ذنب يا كيد در يك درجه و يك دقيقه جمع شود آن را مجاسده كويند مجاسده شمس با راس را چنين نويسند سمعس و مجاسده شمس با كيد را چنين رقم كنند سمعكيد و همچنين ساير كواكب را لمعس لمعنب لمعكيد كمعنب كمعس امّا تسديس آنست كه شصت درجه فيما بين دو كوكب باشد كه آن سدس دور و فلك است مثلا يك كوكب در اوّل درجه حمل باشد و يك كوكب ديكر در اوّل درجه جوزا تربيع آنست كه ربع دوره فلك در ميان دو كوكب باشد كه آن سه برجست