زين العابدين شيروانى
54
بستان السياحه ( فارسي )
كه نود درجه باشد مثلا يك كوكب در اوّل درجه حمل باشد و يك كوكب ديكر در اوّل درجهء سرطان تثليث آنست كه ثلث دورهء فلك در ميان دو كوكب باشد كه آن صد و بيست درجه است مثلا يك كوكب در اوّل درجه حمل باشد و يكى ديكر در اوّل اسد مقابله آنست كه شش برج از هر طرف در ميان دو كوكب باشد كه صد و هشتاد درجه است از هر طرفى مثلا يك كوكب در اوّل حمل باشد و ديكرى در اوّل ميزان بدانكه تثليث و تسديس منظر دوستى و محبّتست و تثليث تمام دوستى و تسديس نيم دوستى است و تربيع و مقابله نظر دشمنى و عداوتست و مقابله تمام دشمنى و تربيع نيم دشمنى است و مقارنه با كوكب سعد سعد است و با كوكب نحس نحس و اجرام كواكب سبعه در اين شعر مختصر و مجمل اشارت به آن شده بيت بدان اجرام سيّارات بىريب * لطيط خح سيه هز دز ريب مفصّل اين مجمل آنكه لطيط ل علامت زحل ط علامت نه درجه ى علامت مشترى ط علامت نه درجه يعنى جرم زحل و جرم مشترى هريك نه درجه است خح خ علامت مرّيخ ح علامت هشت درجه يعنى جرم مرّيخ هشت درجه است سيه س علامت شمس آيه علامت پانزده درجه يعنى جرم شمس پانزده درجه است هز ه علامت زهره ز علامت هفت درجه يعنى جرم زهره هفت درجه است دز د علامت عطارد ز علامت هفت درجه يعنى جرم عطارد هفت درجه است زيب ر علامت قمر يب علامت دوازده درجه است يعنى جرم قمر دوازده درجه است بدانكه مبدأ و منتهاى اتّصالات كواكب سبعه سيّارات از نظرات خمسه مفصّل آن اينست كه آنچه در تقويم مرقومست اتصال مركزيست كه آن وسط اتّصالست و مبدا اتصال وقتى كه نصف الجرمين قبل از اتّصال از درجه و دقيقه بعد بوده باشد و همچنين آخر اتّصال مثل مقارنه قمر با شمس در پانزدهم درجه حمل كه آن وسط اتّصالست نصف جرم شمس هفت درجه و نيم و نصف جرم قمر شش مجموع سيزده درجه و سى دقيقه است و هركاه اينقدر بعد مانده باشد قبل از مقارنه ابتداى اتّصال باشد و هركاه اينقدر بعد باشد بعد از مقارنه آخر اتصال باشد و همچنين ساير نظرات كواكب با يكديكر فصل در ساعات شبانروزى و نسبت كواكب بايّام هفته بدانكه ساعات بر دو قسم است ساعات معوّج و ساعات مستوى ساعات مستوى آنست كه مدّت ساعات شبانروزى را بيست و چهار قسمت متساوى قسمت كنند و هر حصّه را ساعتى كويند و آنچه از ساعات روز زياده مىشود از ساعات شب كم مىكردد و بالعكس يعنى آنچه از ساعات روز كم مىشود بر ساعات شب مىافزايد مثلا ساعات النّهار دوازده ساعت و نيم كردد ساعات اللّيل يازده ساعت و نيم شود و كذلك ساعات معوج آنست كه هر قدر كه ساعات النّهار باشد خواه دوازده ساعت مستوى باشد و خواه كمتر از دوازده و خواه زياده از دوازده بر دوازده قسمت متساوى كنند آن را ساعات معوج خواهند و همچنين ساعات اللّيل را بدين نحو قسمت نمايند و نسبت كواكب بايّام هفته آنست كه ايّام هفته را نسبت بكواكب بدين ترتيب بنظم آوردهاند بيت چون به يكشنبه است نسبت خور * دان كه دوشنبه است روز قمر روز سهشنبه آن بهرامست * آنكه مرّيخ مر ورا نامست چهارشنبه شناس كوكب تير * سعد را پنجشنبه آمد تير روز جمعه به زهره و بزحل * داد شنبه خداى عزّ و جلّ در نسبت ساعات ايّام و ليالى بكواكب آنست كه ساعت اوّل هر روز نسبت به آن كوكب دارد كه به او منسوبست و به آن روز نسبت دارد و ساعت دويّم منسوبست به آن كوكب كه فروتر است ازو و همچنين تا بفلك قمر رسد بعد از آن نسبت بزحل مىكنند و كذلك بكواكب كه فروتر است تا دوازده ساعت كه هر ساعتى از روز به كوكبى نسبت دارد تا دوازده ساعت نسبت كواكب بساعات به حساب ساعات معوج باشد آن كوكب كه به آن روز منسوبست آن كوكب را ربّ اليوم آن روز كويند و كوكب كه بساعات منسوبست رب السّاعة باشد و ارباب ليالى شب شنبه منسوبست به مرّيخ مريخ ربّ اللّيل آن شب باشد و شب يكشنبه بعطارد منسوبست و شب دوشنبه به مشترى منسوبست و شب سهشنبه به زهره منسوبست و شب چهارشنبه بزحل منسوبست و شب پنجشنبه بشمس منسوبست و شب جمعه بقمر منسوبست و ساعت اوّل شب به آن كوكب منسوبست كه تمام آن شب بدان كوكب منسوبست