زين العابدين شيروانى
48
بستان السياحه ( فارسي )
ششم شيعهء اماميّهاند ايشان نيز متفرّق و در هرجائى سكونت دارند تخمينا پنجاه هزار خانوارند هفتم صافىاند اين فرقه نيز بيشمارند و بطريق تفرقه همه جا سكونت دارند ايشان وراى طريقه شيعه و سنّى و غالى سپارند اما بمشرب شيعه اماميّه قريب و احكام اين فرقه را مجيباند كويا قريب چهل هزار خانه بوده باشند هشتم عيسوىملّت اين فرقه از حدّ افزون و از شماره بيرونند در تحقيق فقير هزار هزار خانهاند نهم يهود ايشان در مداين و قصبات قرب پنجاه هزار خانه باشند دهم يزيدى اين فرقه در جبال و قلل و تلال سكونت دارند قريب چهل هزار خانوارند و غير از فرقه عشره مذكوره صاحبان مذاهب مختلفه بسيارند و عموما سكنه آناطولى تركزبان و مهربانند ليكن ارباب لغات متفرقه مثل كردى و ارمنى و عبرى و فرنكى نيز فراوانند صحرانشينان و باديهنوردان بلاد آن كشور بىحد و مرند تخمينا پانصد هزار خانهاند اغلب ايشان ترك و بعد كردند اهل روم عموما صداقتپيشه و امانتانديشهاند و پاس حقوق دارند و در مروّت و فتوّت و شجاعت و مهماننوازى و فقيرپرورى مقدّم بر اكثر اهل روزكارند امّا نخوت و تكبّر بر مزاج ايشان غالب و بر صلح و سداد راغب و در مذهب خويش استوار و متعصّبند نخستين فرقه كه از اهل اسلام در آن كشور حكومت نمودند كروه بنى اميّه بودند و بعد از انقراض دولت ايشان طايفه بنى عبّاس بر آن ديار استيلا يافتند و در زمان اختلال خلافت ايشان ملوك سلاجقه به حكومت آنجا شتافتند و در اواخر سلطنت سلجوقيّه مدّتى خانان چنكيزيّه بدان ولايت مستولى شدند و در سنهء ششصد و نود و يك هجرى عثمان بيك ابن تكين بن طغرل در آن ديار افسر اقتدار بر فرق نهاد و در اندك روزكار دست استيلا بكشاد اكنون كه سنه هزار و دويست و چهل و هفت از هجرت است قرنهاى فراوانست كه جميع بلاد اناطولى در تصرّف اولياء آل عثمان است راقم كويد كه مدّت سه سال و كسرى در آن ديار بوده و با اكابر و اعاظم و علما و عرفاء آنجا صحبت نموده و طريق معاشرت و مجالست ملوك و اهل سلوك آن كشور پيموده است هريك در موضع خويش ذكر شده و بعد نيز خواهد شد اكرچه بر طبق خبر الرّوم ما دخله المعصوم بدان كشور نرفته معصوم و از معصومين كسى در آن مكان منزل نكرفتهاند امّا اصحاب عرفان و ارباب ايقان از آن ديار برخواستهاند و به زيور كمال صورى و فضائل معنوى و به حليهء احوال حميده و افعال كزيده آراستهاند در موقع خود خواهد آمد انشاءالله تعالى در اين مقام بذكر يك نفر ايشان كفايت مىنمايد ذكر مولانا دانشمند بموجب خبر الاسماء تنزل من السّماء مطابق نام خويش دانشمند بود و در فضائل صورى و معنوى كوى سبقت از همكنان مىربود شخصى جهانديده و مصاحبت اكابر ايّام رسيده و صاحب اخلاق حميده بود و با زمرهء عرفا و اهل انزوا كمال لطف و احسان كردى و لوازم اخلاص و ارادت نسبت به ايشان بجاى آوردى و در علم رياضى دانا و فن نجوم توانا بودى و كسى با آن جناب در اين فن در آن ديار برابرى ننمودى روزى فقير به خدمت آن جناب عرض كرد كه اكر از قواعد نجوم و تقويم فصلى بيان نمائى و در اختيارات ايّام فرس و تازى شطرى بيان فرمائى غايت مرحمت باشد در جواب فرمود كه تو سالك راه خدائى و طالب طريق مولائى ترا بعلم رياضى و نجوم چهكار و باختيارات ايّام چه شمار حضرت رسول ص در حق اهل نجوم كذب المنجّمون و ربّ الكعبة فرموده من آمن بالنّجوم فقد كفر بيان فرموده و جمعى كه در علم نجوم توغل دارند باب مذمّت بر روى ايشان كشوده است در اخبار آمده كه شما عقب ايّام نرويد و در تشخيص سعد و نحس ساعات اصرار نكنيد و نحوست آن را با تصدق رفع نمائيد و بمضمون الصّدقة تردّ البلاء عمل كنيد سيّما احكام منجّمان ايّام كه جمله دروغ و چراغ علمشان بىفروغ است نظم غافلند اين منجّمان از كار * نيست در كارشان دل بيدار همه باد است حكم باد انكار * تو ز احكام خيره دست بدار اختراعى چنين هرآنكه نهاد * راه درداد ليك در نكشاد خلق را كرد جمله سركردان * و آنچه كرد از عمل بسى كردان نيست الّا بقدرت يزدان * نيك و بد