زين العابدين شيروانى

651

بستان السياحه ( فارسي )

خوب و الّا بد باشد هريسه خوردن خبر و نفع بود هزاردستان فرزند و زن خوش‌آواز و كنيزك و غلام و قارى و حكيم و متكلّم و عالم باشد هليله مطلق رنج و بيمارى باشد هما پادشاه و رئيس و دولت و بزركوارى و اقبال و عزّت و بزركى از پادشاه باشد هوا بزركى و شهادت و تندرستى و ايمنى و معيشت و نيكى باشد هوام تهديد و نفى و حاسدان بود هيزم خشك مردم منافق و جنكجوى و خصومت بود حرف لام الف لاجورد غم و اندوه و مصيبت بود لاحول كفتن بسيار خوبست لادن ديدن و خريدن و داشتن خير و نام نيكو بود لاغر تن لاغر ديدن اندوه باشد لاله ميانه بود لانه از مرغ تاويل كنند كه لانهء كدام مرغ است حرف الياء ياره بمعنى دست‌بند از هرچه باشد از آن تاويل كنند ياسمين بوقت فرزند بود و اكر زرد بود بيمارى باشد يافتن چيز نيك باشد ياقوت مال و فرهنك و علم و پسر و مرد نيك‌محضر و زن باكره و جوان پاك باشد يخ روزى فراخ و زندكانى و اهل و نعمت و اندوه و قحط بود يشم نفع بود يوز مطلق خوب نيست يل يعنى مبارز نيكو بود و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين مقال در بيان تعبير و تأويل سير و رؤياى اهل سلوك على سبيل الإجمال بر ضمير صفوت تخمير اهل طريق مخفى و مستور نخواهد بود كه محقّقان صوفيّه صافى طوية فرموده‌اند كه چون طالب صادق بتوفيق ايزدى و رهنمونى قايد سرمدى صحبت شيخ كامل دريابد بايد كه از مقتضيات طبيعت حيوانى و مشتهيّات نفسانى روى بكرداند و به حكم آيهء شريفهء إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ دست اعتصام در ذيل دولت آن مقرب إله زند و بموجب آيهء كريمهء تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً از جميع مناهى و ملاهى بازكردد و از حول و قوّت خود به مقتضاى موتوا قبل ان تموتوا بيرون آيد و كالميّت فى يد الغسّال خود را به صاحب ولايت بسپارد تا آن شيخ كامل طالب صادق را بسلوك مشغول دارد و از حضيض كبر و ريا به اوج كبريا و از مكان ناسوت بمقام لاهوت رساند و اين طريق تربيت به حكم اكثريّت چنان باشد كه نفس طالب مبتدى را بعد از تطهير ثوب و بدن از تلويث ؟ ؟ ؟ معصيت به آب توبه و انابه پاك كرداند و در اين حال در عالم مثال از بركت طاعت و عبادت ظاهر و نتيجهء لسان ذاكر خانهاى آبادان و عمارتهاى نيكو و سبزه‌زار و اشجار و اثمار و فواكه بسيار و حبوبات غذائى ديده شود اكر خانهء معمور بيند خانه وجود سالك باشد كه بسبب تقليل طعام و ترك اوحال و ترك امتلاء و اخلاط فاسد و فضلات زايده مندفع كشته خانه وجود عمارت يافته باشد و اكر سبزه‌زار بيند زمين وجود سالك باشد كه بسبب طهارت و ذكر و عبادت مروّح و مصفى كشته و اكر هوا معتدل بيند صحّت بدن و اعتدال مزاج سالك باشد كندم و جو و برنج و نخود و ارزن و جاورس و زرت و غيرها صور متمثله اديان و مذاهب و فرائض و سنن و آداب شريعت و طريقت باشد تشخيص هريك ازين حبوبات مناسب حال هر سالك در هروقت معبّر فطن تواند فرمود و چون هركدام بر هر صفت منحصر نيست تفصيل مناسب ننمود جوز ثمرهء علوم ظاهره باشد فى اكثر الاوقات بادام ثمرهء علوم باطنه باشد پسته ثمرهء علوم دقيقه رياضى و موسيقى باشد عنب ثمرهء نماز باشد غالبا دوشاب حلاوت آن طاعت باشد سركه مشقّت آن طاعت باشد شراب مستى محبّت و عشق باشد خربزه ثمرهء كلمهء توحيد باشد خيار فرحى باشد كه بسبب پسنديدن حالى از احوال خود در خاطر آيد باقى بقول همه صور مسرّه خودپسنديدنست ؟ ؟ ؟ هندوانه ثمرهء ذكرى باشد كه به فسردكى كفته باشد يا تسكين حرارتى باشد يا غلبهء رطوبتى و المعبّر يميزها كما يليق به حال السّالك سيب و امرود و بهى و انار و انجير و آلوزرد و شفتالو و توت اكرچه منحصر نيست هريك بر هر صفتى و بحسب مواسم و طبايع متناسبه متمثّل مىكردد على الإجمال ثمرات تسبيح و تهليل و تكبير و ادعيه و اوراد و تلاوت كلام اللّه و ساير عبادات باشد و رياحين و ازهار روح و صفاى اذكار و عباداتى است كه بىكسالت و كلالت از سر نشاط تمام بدان قيام نموده عطرها شمايم نسيمى است كه از مقام محبّت بدماغ جان مشتاقان لقا مىرسد و چون در اين مرتبه قالبى و ذكر زبانى صفاى تمام حاصل شود نورى پديد آيد و برنك سبز