زين العابدين شيروانى

652

بستان السياحه ( فارسي )

نمايد از بهر آنكه اين نور نتيجه اعمالى است كه از اعضاء و جوارح ظاهره ظاهر جسد در مىبايد و در عالم عناصر و طبايع رنك سبز اعمّ الوانست چون اوراق اشجار و ساير نباتات اين رنك دارند بموجب سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ مناسبت و مطابقت ميان آفاق و انفس از جملهء لوازم است ديكر آنكه رنك سبز تعلّق بقمر دارد و فلك قمر از همه افلاك ادنى است بنابراين دو مقدّمه ارضى و سماوى هويدا كشت كه نور سبز ثمره طاعت جوارح و اعضاست و اين طور اوّل است از اطوار سبعه اين طايفه طور دويّم تزكيه نفس است از اخلاق ذميمه شيطانى و سبعى و بهيمى نفس خبيث تا بصفات شيطانى كرفتار باشد اماره است هركاه كه از صفات سبعى معرّا كردد لوامه شود و نفس ملهمه وقتى كه از صفات بهيمى مزكّى كردد مطمئنه شود و نور كبود كه علامت اطمينان و تزكيه نفس است در اين حال در مثال بظهور آيد بهر آنكه در آفاق و انفس بعد از رنك سبز اقرب الوان رنك كبود است چون در عالم ظاهر اوّل كلى كه بعد دميدن سبزه بدهد و بشكفد كبود است و از سطح زمين بسيار مرتفع نمىشود و از سبز اصفى و از باقى الوان ادنى است بنا بر نظم طبيعى هرآينه كه در عالم باطن به مقتضاى الظّاهر عنوان الباطن در اين وقت همين رنك بظهور مىتواند آمد بدان اى مرشد سالكان اعاذك اللّه من الشّيطان كه در مقام نفس قبل از تزكيه ابليس تلبيس خواهد كه نار خود را به صفت نور نمايد امّا نتواند آن جهنمى خود را از كدورات پاك ساختن و از جهة فوقانى نمودن بهر آنكه كدورت عين شيطنت است و انفكاك چيزى از نفس خود محال است و جهة فوق محلّ فيضان انوار متعاليه است و كدورت و سفليّت با صفاء علويّه مانعة الجمع است و در قرآن از قول شيطان خبر مىدهد كه لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ از اين سخن معلوم مىشود كه از جهة فوق مدخل ندارد و امّا از جهات ديكر مىآيد كاه به صفت نور مكدّر كاه بصور ديكر مانند انسان و غيره و ليكن وقتى كه به صورت انسانى نمايد بصور قبيحه انسانى تواند نمود و بصور حسنه نتواند نمود هرچند بمكر و تلبيس همه اعضاى خود را خوب نمايد چشم را خوب نتواند نمود يا اعمى نمايد يا اعور يا ازرق يا احول على كلّ حال چشم شيطان و دجّال بىعيب نتواند بود باقى صفات شيطانى كه در طور نفس اماره روى نمايد جنّيان باشند متمثل به صورت انسانى به‌غايت كريه‌منظر با صورت سهمناك ثعبانى يا با صورت حشرات مهلكه سماوى يا آتشهاى خراب‌كننده دخانى يا جايهاى هولناك ملوث مكدّر پروحشت ظلمانى در اين حالت اكر غول بيند صفت كذب و افترا باشد و اكر مار بيند صفت ريا باشد يا صفت شهوت حرامى به‌غايت شنيع يا شخصى مرائى و اكر اژدها بيند صفت ناموس دنيا باشد يا شخصى كه ناموس دين نداشته باشد و ناموس دنيا مىجويد و اكر كلس بيند صفت سمعه باشد و اكر جعل بيند شخصى باشد به دنيا آلوده امّا از مردم اراذل باشد و اكر كژدم بيند صفت بخل باشد يا بخيل و اكر زنبور بيند صفت حسد باشد و اكر دلمك يا عتده بيند صفت بخل مفرط باشد و اكر آتش بيند كه جامه را مىسوزاند صفت ظلم باشد و اكر بيند كه جامه مىسوزد صفت فسق باشد و اكر بيند كه تن وى را مىسوزد و الم مىرساند صفت كفر باشد و اكر خانه تاريك بيند صفت كدورت باطن باشد از لقمه حرام و اكر خانه ملوث بيند صفت محبّت دنيا باشد و اكر خانه پروحشت بيند و هولناك صفت فساد اعتقاد باشد بدان وفقك اللّه كه فرق ميان صفت شيطانى نفس امّاره و صفت سبعى نفس لوّامه آنست كه امّاره شرير است و فرماينده يعنى ضال و مضلّ است و لوّامه شرير است امّا فرمايندهء شرّ نيست يعنى ضال است و مضلّ نيست و در حالتى كه امّاره تبديل يابد لوامه شود كوهها نمايد به‌غايت درشت و بىآب و بىسبزه و انواع سباع در اين حال ديده شود اكر پلنك بيند واقعه انفسى باشد صفت تكبر است و اكر آفاقى باشد شخصى متكبّر و اكر بوزينه بيند در انفس صفت غيظ است يا جبن يا تهور و در آفاق خيالى كه خود را شجاع نمايد و لاف زند و اكر خرس بيند صفت جرات باشد در فسق و فجور و معاصى كبيره يا شخصى ناپاك بىباك در مناهى و ملاهى و اكر خوك بيند صفت ديو و بىغيرتى باشد يا صفت ارتداد يا شخصى كه بصفتى از اين صفات موصوف باشد و اكر حمدونه بيند صفت تقليد شخصى باشد در حركات و سكنات نه در طاعات و عبادات و اكر روباه بيند صفت مكر باشد يا شخصى مكّار و اكر خركوش بيند صفت حيله باشد يا شخصى حيال و اكر شغال بيند صفت لجاج باشد يا تشنيع يا غيبت يا سرق يا خسيس