زين العابدين شيروانى

615

بستان السياحه ( فارسي )

و دو درجه تا صد و بيست درجه كفته‌اند و مسافت طول آن پانصد و سى و دو فرسخ و عرضش از بيست و دو درجه بعدم از خطّ استوى تا سى و چهار درجه و مسافت آن دويست و بيست و هشت فرسخ است و قسم جنوبى از كوه مذكور طولش از هشتاد درجه تا صد درجه است طولش مسافت سيصد و هشتاد فرسخ و عرضش از هفت درجه تا بيست و دو درجه كفته‌اند و مسافت آن را دويست و هفتاد فرسخ نوشته‌اند حكماء و براهمهء هند مىكويند كه بناى عمارات هندوستان بلكه ساير بلاد جهان بر كسى معلوم نيست و زمانه نامتناهى است و اخبار چندين هزار كرور سال نزد ما موجود است و در آن خبر طوفان و ابتداى بنىآدم نيست امّا در كتب اخبار مسطور است كه چون حضرت نوح ( ع ) از طوفان نجات يافت ربع مسكون را بر فرزندان خود قسمت نمود و بلاد هند و سند و حبشه و زنك و تكرور و سنّار و جميع بلاد جنوب را بحام عنايت فرمود و حام بموجب فرمودهء پدر عاليمقام خود روى توجّه بدان ديار آورد و حضرت وهّاب حام را نه فرزند كرامى عطا فرمود بدين موجب اوّل هند دويّم سند سيّم زنج چهارم نوبه پنجم كنعان ششم كوش هفتم قبط هشتم حبش نهم بربر و هريك از فرزندان او ولايتى و ناحيتى را آباد نمودند و باسم خويش موسوم ساختند و اولاد ايشان بسيار شده در همان ديار رحل اقامت انداختند و هند بزرك‌ترين اولاد حام بود بارىتعالى او را چهار پسر عنايت فرمود اوّل بنك دويّم پورب سيّم دكن چهارم بهروان بلاد بنكاله را بنك عمارت كرد و ديار دكن را دكن پورب را پورب و مملكت بهروان را بهروان عمارت كرد حقتعالى بر ايشان چندان كثرت اولاد عطا فرمود كه عقل عقلاء از كثرت حساب آن عاجز خواهد بود مخفى نماند كه ملوك كوركانيّه آنچه از كشور هند مسخّر كرده بودند چهار قسمت و بر بيست صوبه تقسيم نموده‌اند بر اين موجب اوّل اقليم هندوان محتويست بر هشت صوبه اوّل صوبهء دهلى كه آن را شاه جهان‌آباد نيز كويند دويّم صوبهء اكره كه آن را اكبرآباد نيز كويند سيّم صوبهء اجمير كه اعظم بلاد جىنكر است چهارم صوبهء مالوه كه تختكاه آن چين است پنجم صوبه خانديس كه دار الملك آن برهان‌پور است ششم صوبهء ادد بفتح اوّل و دويّم و سكون دال ثانى دارالاماره آن لكنهوست هفتم بيراك كه دار الملك آن الله‌آباد است و بنارس نيز از توابع اوست هشتم صوبهء پنجاب دار السّلطنه آن لاهور است دويّم كشور دكن و آن محتويست بر شش صوبه اوّل احمدآباد كه شهر بيدر دارالاماره اوست دويّم صوبهء برار همان شهر دارالحكومه اوست سيّم صوبهء بيجاپور كه دارالامارهء آن اورنك‌آباد است چهارم صوبهء ديوك كه دار المقرّ آن دولت‌آباد است پنجم صوبهء تلنك دارالحكومهء آن حيدرآباد است ششم صوبهء احمد نكر همان شهر دارالامارهء اوست سيّم ديار سند و آن سه صوبه است اوّل صوبهء تتّه است دار الملك آن حيدرآباد است دويّم كجرات دار السّلطنهء آن احمدآباد است سيّم صوبهء ملتان دارالامارهء آن همانست چهارم مملكت بنك و ان نيز سه صوبه است اوّل صوبهء بنكاله اعظم بلادش كلكته است دويّم صوبهء بهار دار المرجع آن عظيم‌آباد است سيّم روريّه از بلاد مشهورهء آن كلنك است و صوبهء كشمير و كابل از مضافات هند است و بعضى آن ملك را از آن كشور محسوب داشته بيست و دو صوبه كفته‌اند و در جميع بلاد هند برف و يخ نمىشود مكر در صوبهء پنجاب و كشمير و در دهلى و غيره بطريق حكمت عملى يخ مىسازند جبال و تلال در آن كشور كم بلكه توان كفت در اصل هندوستان كوهستان ندارد مكر دكن و جوزا و سرطان و اسد و در بعضى بلادش تا سنبله باران بارد و اوّل بهار اكثر آن ديار جدى يا دلو است و در جميع بلادش عموما ميوه‌هاى سردسيرى نيست و هندوانهء وسط و خربزه بدى است و مركّبات مثل نارنج و ليمو و ترنج و نارنگى و انبه و ابن الثاس و موز و تمر فراوانست و اقسام حبوب و غلّاتش مانند كندم و نخود و برنج و ماش به‌غايت ارزان است و شكر و نيل و عقا قبر بىحدّ و پايانست و معدن ياقوت و الماس در آن ديار و فولاد خوب بسيار است و اقسام پارچهاى سفيد و حرير و زرى و چيت و قلمكار بافته ساخته مىشود و به اطراف عالم مىرود و الوان و اشكال مردم آن كشور اغلب سبزه و اسمر و بعضى صندلى رنك و برخى سفيد چهره و اكثر از متاع ملاحت با بهره‌اند و عموما به صفت قناعت و صبر و قلّت اكل موصوف چنان كه كفته‌اند بيت بهر كم خوردن است و كم‌آبى * ذهن هندىّ و نطق اعرابى بحسن معاشرت و كسر نفس و حدس صايب معروفند و تن‌پرور و راحت دوست باشند و بعضى به‌غايت مرتاض و رياضت‌كش