زين العابدين شيروانى
616
بستان السياحه ( فارسي )
و اهل انزوا باشند عموما غريبپرور و درويشنواز و سيّاحدوست و كمآزارند و از ظلم و جور و افتراء و فساد احتراز دارند امّا بلهو و لعب و عيش و طرب مشعوفند و عمر ايشان در صحبت دلبران ساده و جام باده مصروف و در كتب تواريخ مسطور است كه اوّل كسى كه در آن كشور راجه كشت كلشن بود و او از اخفا و پورب بن هند بود و در عصر كيومرث ظهور نمود و راجهء عادل و دانا و بر امور سلطنت توانا بود و بهغايت شجاع و دلير و در رعيّتپرورى بىنظير بود و بهغايت عظيمالجثّه بود و بجهة سوارى فيل وحشى را رام كرده مركب ساخت و مدّت چهار صد سال من حيث الاستقلال لواى سلطنت افراخت برهمن نامى از اولاد بنك بن هند كه جميع براهمه از اولاد اويند به وزارت كلشن اشتغال نمود و اكثر صنايع هند و عمارات آنجا با اهتمام برهمن روى نمود مهراج بن كش وى در كشور هند مانند جمشيد بود و قواعد پسنديده و ضوابط كزيده بنياد نمود كه تا حال بعضى آنها را اهل آن ديار معمول دارند منجمله اولاد برهمن را به كار وزارت و كتابت دفتر و احكام شرع نصب فرموده و ساير طوايف را غير از منسوبان خود دو فرقه نمود يكى را بجهة زراعت و حراثت و ساير فنّها معيّن كرد و ديكرى را جهة خدمات مقرّر ساخت و رامچند كه ولايت بالوه به دو منسوبست سردار مهراج بود و مدّت هفتصد سال پادشاهى نمود راجه سورج راجهء نامدار و شهريارى با اقتدار بود و به تقويت رستم بعد از استيصال فيروزراى بن كيسو راج بن مهراج در كشور هند ترقّى نمود و سركشان ملك دكن را مطيع و منقاد ساخت و اعداى ملك و ملّت را برانداخت و مدّت دويست و پنجاه سال حكومت يافت و آخرالامر از اين سراى فانى بعالم جاودانى شتافت دار الملك او قنّوج بود كويند طايفهء راج پوت از نسل اويند و ابتداى بتپرستى در زمان او شيوع يافت راجه شنكل راجهء مقتدر و بر اعدا قاهر بود و با افراسياب موافقت نمود و در جنك رستم كشته شد راجه شكل شهر كنك را بنا نمود و آن شهر مدّت دو هزار سال دار الملك راجهاى بنكاله بود راجه كيدراج برادرزادهء كهراج بود و بر اولاد شنكل خروج نمود و ايشان را نابود ساخت و خصمان قوىدست را از آن كشور برانداخت و ملك پنجاب را از تصرّف اولياى رستم بيرون كرد و جماعت كتريان و افغانان در زمان دولت او پيدا شدند و كيدراج مدّت چهل سال سلطنت راند عاقبت نماند راجه فور راجهء بهرام انتقام بود و قنّوج را از تصرّف راجهء دهلى انتزاع نمود برهمنان كويند مانند راجه فور در هند ظهور نكرده مدّت هفتاد سال پادشاهى نمود آخرالامر اسكندر رومى او را بقتل آورد راجه كليان چند آنراجه پسر راجه جونه بود و راجه جونه خواهرزادهء راجه فور بود و در اواخر دولت او بسبب مخالفت امراى دولت راجهاى اطراف قوّت كرفتند و فرمان راجه كليان چند را نپذيرفتند آخرالامر بدان اختلال از عالم فانى انتقال نمود راجه باسديو راجهء به اصابت راى و حسن تدبير معروف و به رعيّتپرورى و عدالتكسترى موصوف بود و در عصر آن راجه بهرام كور بطريق تبديل از ايران به كشور هند آمد و در خدمت راجه از بهرام كارهاى نمايان ظاهر شد لهذا راجه دختر خود را به عقد او درآورد آنكاه معلوم كرد كه بهرام است با تجمّل هرچه تمامتر بهرام را به ايران ارسال داشت و راجهء باسديو مدّت هفتاد سال لواى سلطنت برافراشت راجه رام ديو آنراجه پسر راجه راهتور و سپهسالار راجه باسديو بود و در شجاعت و صلابت از اكثر ملوك هند سبقت مىنمود راجهاى اطراف را به دائرهء اطاعت درآورد و اولاد راجه باسديو را از ملك بيرون كرد و در عهد آنراجه شهر قنّوج به مرتبه معمور بود كه سى هزار دكّان تنبولفروش و شصت هزار مطرب و رقصنده در آن شهر بود و ساير آبادى آنجا را از اين قياس توان نمود راجه رام ديو مدّت پنجاه سال سلطنت كرده وفات نمود راجه پرتاچند آنراجه لشكركش راجه رام ديو بود و چون در ميان اولاد رام ديو اختلاف روى نمود پرتاچند در اندكزمانى جميع خزاين را از تصرّف ايشان برآورده اكثر بلاد هند را مسخّر كردانيد انوشيروان عادل بر سر او لشكر كشيد و باج و خراج بر او مقرّر كردانيد بعد از وفات پرتاچند رايان هند قوّت يافته اكثر بلاد راجه را تصرّف كردند راجه لچمن آنراجه اكثر ديار دكن را تصرّف نمود و شهر بيجانكر را دار الملك فرمود بهغايت مهابت و صلابت داشت و سالها رايت سلطنت در آن ديار برافراشت راجه بكر ماچيت آنراجه از قوم توتور بود در روزى كه بر اورنك سلطنت جلوس نمود هندوان از آن روز تاريخ كيرند و در دفاتر آن تاريخ را معتبر دانند راجه بكر ماچيت بهغايت مرتاض بود