زين العابدين شيروانى

582

بستان السياحه ( فارسي )

خلاصهء همه اينست كه حضرت رسول ص خدا و ائمّهء هدى ع متعبّد بظنّ و اجتهاد نبودند و بر قياس و استحسان عمل نمىنمودند و به حكم آيه وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى بعلم قطعى مؤيّد بودند و بر بينش جزمى عمل مىنمودند بجهة اينست كه مخالفت ايشان كفر است و نبوده است طريق اجتهاد در زمان ائمّهء هدى و ايضا نبوده است بعد از غيبت كبرى و دلالت كرده است بر تحريم او اخبار و آثار ائمه معصوميّه صريحه و نبوده است جائز و شايع ميان اماميّه تا زمان سيّد مرتضى بلكه ابن ادريس و لهذا نسبت داده‌اند اجتهاد ظنّى را بين الاماميّه بسوى علّامه و چونكه بعضى از ايشان ديدند شناعت اين طريقه را و بودن او را مخالف ضرورت مذهب ائمّهء هدى و قادر نشدند بر تاويل آيات و احاديث و انكار ضرورت دين و جرأت نكردند بر حكم به خطاى جماعتى كه رسوخ نموده اصول اصولشان در اعماق سويداى عوام طلب عذر كردند از طرف ايشان به اينكه اين بدعت مباح شده است براى ايشان از راه ضرورت مثل اضطرارى كه مباح مىكند ميّته را پس مشتبه شد امر بر كسى كه خبر ندارد از دين و كمان كرد كه اجتهاد از دين است و غافل شدند از اينكه حكم موضوع غير از حكم خود حكم است و اضطرار مباح مىكند ميّته را و آن موضوع حكم است نه خود حكم و نفهميده‌اند اين را كه مطلق اضطرار مباح نمىكند اين را بلكه بايد كه سبب او نه خود مكلّف مضطرّ بوده باشد و حال آنكه ثابت شده است بتحقيق كه اضطرار اكر مسلّم باشد تحقق او در نفس احكام بجهة غيبت امام ع پس بتحقيق كه سبب او خود مكلّفين است چنان كه اجماع كرده‌اند به او محقّقين با وجود آنكه اضطرار غير مسلّم است با وجود كتاب و سنّت معصوميّه كه عاجز شده‌اند از احصاى آنها همه متتبّعين و قاصر كشته‌اند از روايت آنها محدّثين و بتحقيق بيان شده است در آنها حكم مبيّن و مجمل و محكم و متشابه و خاص و عام و مطلق و مقيّد و ظاهر و باطن و سنّت و بدعت و منصوص و غير منصوص و معلوم و مشكوك و مظنون و مجهول و متفق عليه و مختلف فيه و مجمع عليه و شاذ و نادر و مواضع انظار و ترجيح و تخيير و تسليم و توسعه و توقّف و احتياط و امر و نهى و واجبات و مباحات و اين‌همه موقوفست بر تتبّع تام و استقرار تمام پس بتحقيق كه كلام ايشان را تفسير مىكند بعضى بعضى را بلى اضطرار از حجّة اللّه و حضور ايشان باقى است بجهة حفظ شريعت و محافظت بيضهء اسلام و تربيت او و اكر نبودند ايشان هرآينه حاصل نمىشد از تواتر و اتّفاق مسلمين و ضروريّات ايشان علمى بحقايق اصول و فروع زيرا كه جائز است اجتماع همه برفرض خارج شدن امام از ميان ايشان بر خطا و ضدّ ثواب و بر معاصى و كذب و بهتان و ليكن لطف عميم حضرت كريم بحفظ ذريّهء مؤمنه از كمراهى و ضلال به بركت وجود ذىجود و دعاى ايشان و به تشرّف خدمت ايشان سرّا از رهكذر دل و جانست چنان كه ثابت و محقّق است و ليكن اكثر نمىدانند و إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ يعنى بتحقيق كه ايشان از شنيدن حق محرومند امّا اجتهاد نه در چيزيست كه معلوم نباشد حكم او از طرف شارع پس هركاه جائز مىشد استغناء به چيزى بدون توقيف حجّة اللّه در دين خدا و شرايع او در بعضى مسائل هرآينه جائز بود در كل زيرا كه فرقى نيست عقلا پس صحيح مىشد در اين وقت استغناء از حجّة اللّه اكرچه بوجه ما در بعضى احيان پس منتقض مىشد برهانى كه اقامه كرده‌اند اماميّه اثناعشريّه در احتياج و اضطرار بسوى امام ع در جميع ازمان و رستكار شده‌اند بسبب اين بر مخالفين در امامت و بعد بر مجتهدين خطاب كرده مىكويد كه هركاه اجتهاد كرديد در مسئلهء كه نصّى ندارد نه عموما و نه خصوصا و حاصل شد براى شما در او ظنّى و حكم نموديد به او آيا مىدانيد كه اكر حكم مىفرمود امام ع در آن مسئله هرآينه حكم مىنمود مثل او يا جائز بود كه حكم كند بخلاف او اكر مىكوئيد كه هركاه حكم مىكرد به مثل او پس تحكّم كرديد و باطل كفتيد بسبب ادّعائى كه نيست باثبات او راهى و اكر مىكوئيد كه جائز بود كه حكم كند بخلاف او پس حكم كرده‌ايد به چيزى كه نمىدانيد آن حكم اللّه است در واقع و اكر مىكوئيد حكم اللّه در حق ما غير از حكم اللّه واقعى است مىكوئيم آيا حكم واقعى حقّ است يا آن حكمى كه متديّن شده‌ايد به او و يا هر دو حق است پس هركاه مىكوئيد كه حكم واقعى حقّ است و هو الحقّ لازم آيد كه آنچه دين خود كرده‌ايد باطلست زيرا كه حق يكى است و اكر مىكوئيد حكمى كه دين خود كرده‌ايد حقّ است لازم آيد كه حكم واقعى حق نباشد و اين باطلست بالضّروره و اكر مىكوئيد هر دو حق است باطل كفتيد زيرا كه قايل شديد بتعدّد حق بعد از آن مىكوئيم كه ادلّه اجتهاديّه اكثر اوقات متعارض مىشوند پس حاصل نمىشود براى مجتهد ظنّ در مسئلهء چنان كه تصريح كرده‌اند به او رؤساى شما بقول خود كه فيه تردّد و فيه توقّف و فيه قولان و فيه اشكال و فيه نظر و غير اين‌ها پس اكر رجوع نمائيد در آنجا باجتهاد لازم آيد دور يا تسلسل و اكر قايل شويد برجوع بسوى