زين العابدين شيروانى
30
بستان السياحه ( فارسي )
از سيّد بزركوار ابن طاوس رحمة اللّه عليه نقل نموده كه در ما بين شيخ بزركوار شيخ مفيد و سيّد عالىمقدار سيّد مرتضى در صد يا دويست مسئلهء كه همكى در اصول دينست اختلافست با اينكه جناب سيّد مرتضى از تلامذهء او بوده است و همچنين اختلاف در مسائل اصوليّه كه مختلف فيها در ما بين علماء اماميّه است از حدّ و اندازه بيرون است با اينكه هيچيك لعن و طعن بر مخالف خود نمىنمودهاند و تصانيف بعض علماى اماميّه چون محقّق طوسى خواجه نصير الدين محمّد شارح كتاب اشارات و مؤلّف تجريد در كلام و محقّق مدقق صاحب كرامات عاليه بابا افضل نراقى كه مؤلف رسايل بسيار بودند چند رساله به نظر راقم رسيده همكى فارسى قديم است امّا مطالب عاليه در آن رسائل مذكور است و شيخ على مسكويه از ايشان هم بعض رسائل كه مشتمل بر كمال تحقيق است و كلام ابن ميثم البحرانى شارح نهج البلاغة و محمد بن ابى جمهور لحساوى مؤلّف مجلى و عوالى اللآلى و شيخ رجب برسى مؤلّف مشارق الانوار و شيخ محمّد غزّالى مؤلف احياء العلوم و كيمياء سعادت هرچند در احيا و كيمياء سعادت به روش اهل سنّت سلوك نموده است يا تقيّه كرده است يا آنكه در ان اوقات سنّى بوده است بعد شيعه شده است چنانچه در كتاب سر العالمين حديث غدير خم را نقل نموده و تصحيح كرده و در آن بين توبيخات غريبه و تشنيعات عجيبه بر عمر بن الخطّاب خليفهء ثانى نموده است نظر به آن كتاب يقينا شيعهء اماميه بوده است و سيّد حيدر آملى و پدر بزركوار او شيخ حسين و مير محمّد باقر داماد هريك از ايشان كتب مفيده تاليف نمودهاند كه به نظر فقير رسيده است و مولانا صدر الدين شيرازى صاحب اسفار و مولانا شمساء كيلانى و مولانا محمد تقى مجلسى صاحب كتب بسيار و مولانا محمّد صالح مازندرانى مؤلف كتاب شرح اصول كافى و مولانا محسن كاشى مصنف مفاتيح در فقه و درّ مكنون در فنّ عرفان و تفسير صافى و مولانا رجبعلى تبريزى مؤلف كليد بهشت و شاكرد محقق او قاضى سعيد قمى شارح توحيد صدوق و مؤلّف اربعين و رسائل بسيار و مولانا محمّد صادق اردستانى صاحب رساله مختصر از ايشان در مسئلهء وجود در ميانست و مولانا عبد الرزّاق لاهيجى مؤلّف شوارق و كوهر مراد و مولانا محقق ميرزا حسن كه خلف اوست مؤلّف شمع اليقين و شارح هدايه و مولانا مقيم طالقانى مؤلّف رساله اصول اصليّه و رسالهء حدوث عالم و مولانا عبد الرّحيم دماوندى مؤلّف مفتاح الاسرار الحسينى و ميرزا ابو القاسم فندرسكى مؤلّف رساله صناعيّه و قصيده مشهوره و حاشيه بر جوك بشست و مولانا محمد باقر سبزوارى مؤلّف ذخيره و كفايه و شرح شفا و شرح اشارات و امير عبد اللّه كه پسرزادهء سيّد محدث سيّد نعمة اللّه شوشترى و شارح نخبه است و كذلك بسيارى از علماء كه از بعض قراين علم قطعى حاصل مىشود كه ايشان از مقرّين و معترفين به جلالت قدر اكثر عرفا و صوفيه مىباشند مانند ميرزا علم الهدى ولد مولانا محسن و آقا هادى شارح مفاتيح و شيخ حسن تنكابنى و ملا شمساء كشميرى و مير محمد على قمى و پسر او امير شجاع و مير جمال هر دو شارح الهيات مىباشند و سيّد مدقق سيّد ابراهيم قمّى و از معاصرين مولانا آقا محمّد بيدآبادى و شاكرد او ميرزا محمد على مير مظفّر اصفهانى و مولانا محراب جيلانى كه هر سه اين بزركواران اعلم علماى روزكار و اعرف عرفاى آن ديار بودند و مولانا محمد سعيد نراقى صاحب كتب كثيره و مولانا مير صدر الدّين دزفولى فىالجمله مقرّين به جلالت قدر عرفا و صوفيّه محقّه از متقدّمين و متاخّرين حكماء و علماء و فقهاى اماميّه و غير ايشان از شماره بيرون و زياده از چندوچونست و انشاءالله تعالى هريك در موضع خود ذكر مىشود و حتّى شيخ رئيس ابو على سينا با وجود كمال توغّل او در حكمت نظريّه و بودن او از اكابر حكماى اسلام و اعاظم فلاسفه اعلام در كتاب اشارات كه زبدهء كتب اوست بلكه بعض محققين فرمودهاند كه محلّ اجتهادات و تلخيص اعتقادات او كتاب اشاراتست و ديكر رسايل او و كتاب شفا و نظاير او كه در تحرير كلام حكماى متقدّمين است يك نمط او را كه نمط تاسع باشد در مقامات العارفين قرار داده است و از عنايات الهى رسايل مطوّله و مختصره از افادات قدماء و متاخّرين عرفاء زياده از آنچه بخاطر كسى خطور نمايد ديده شده است بعضى را بكمال دقّت نظر و اهتمام مشاهده نموده حلول و اتحاد از ايشان به نظر نيامده است بلى عبارات متشابه بباطل در بعض رسايل ملاحظه شده است امّا بايد دانست كه تشابه آنها از براى جاهل و نادان باصطلاح در موزات ايشانست و كسى كه فىالجمله بصيرتى و تتبّعى در كلمات ايشان داشته باشد البته از براى هريك از آن متشابهات معانى محكمه مقبوله نزد خاصه و عامه دارد و بههيچوجه تكفير ايشان جائز و روا ندارد مكر اشخاصى را كه از ائمه اطهار ص نص صريحى رسيده باشد در لعن و طرد ايشان كه او البتّه ملعون و مطرود است اين مطلب پرظاهر و روشنست كه اكثر متاخّرين از قدماء فاضلتر و ادقّ نظر او اكثر اسبابا