زين العابدين شيروانى

549

بستان السياحه ( فارسي )

موافق بود لهذا آن حضرت را ابو جعفر ثانى كويند و القاب آن جناب تقى و جواد و قانع و مرتضى و منتخب بود و در وقت وفات والد بزركوارش به روايت مشهور هفت سال و چند ماه داشت و در سنهء دويست و بيست هجرى در شهر ذىالحجّة زهر معتصم در بغداد بفردوس اعلى قدم كذاشت و در مقبرهء بنى هاشم در جوار مرقد جدّش ( ع ) مدفون كشت و اوقات حيات آن حضرت بيست و پنج سال بود و مدّت هفده سال امامت نمود كويند آن حضرت دو پسر و دو دختر داشت امام على نقى ( ع ) و موسى و فاطمه و امامه بود ذكر امام الهمام علىّ بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام آن حضرت دهم اثنى عشر و امام جنّ و بشر است تولّد آن سرور به روايت اكثر در اواسط شهر رجب سنهء دويست و چهارده هجرى در مدينه منوره بود و بقولى در سنهء دويست و دوازده هجرى روى نمود و مادر پاكيزه‌كوهرش امّ ولد و مسمّاة بسمانة و قيل امّ الفضل بنت مامون اين روايت در نظر فقير ضعيف مىنمايد و اللّه اعلم آن جناب ( ع ) در اسم و كنيت با على مرتضى ( ع ) و على الرّضا ( ع ) موافق است بناء على هذا آن حضرت را ابو الحسن ثالث كويند و القاب همايونش نقى و هادى و ناصح و متوكّل و فتّاح و مرتضى و عالم و فقيه و امين و طيب بود و آن حضرت در حين وفات پدر عاليقدر خود شش‌ساله بود و متوكّل عبّاسى در زمان حكومت خود يحيى بن هرسمه را به مدينه منوّره فرستاد تا آن حضرت را به سرّمن‌رأى كه حال به سامرّه اشتهار دارد بياورد آن حضرت بعد از آنكه ده سال و چند ماه در آنجا مقيم بود در ماه جمادى الآخر يا رجب سنه دويست و پنجاه و چهار هجرى بزهر متوكّل و بروايتى پسرش در همان ديار بعالم جاويد خراميد و در سامرّه مدفون كرديد مدّت عمر شريفش به روايت اشهر چهل سال و اوقات امامتش سى و سه سال و چند ماه بود و اولاد آن حضرت پنج نفر بودند حسن و حسين و محمّد و جعفر و عايشه و بعضى بجاى عايشه عاليه نوشته‌اند ذكر امام الهمام حسن بن على بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام آن حضرت يازدهم از ائمّه اثنى عشر صلوات اللّه عليه الى يوم المحشر است ولادت آن امام انام در مدينهء منوّره در سنه دويست و سى و يك هجرى روى نمود و مادر آن سرور امّ ولد و مسمّاة بسوسن بود و قيل عسفان آن حضرت در نام و كنيت با امام حسن ( ع ) موافق است و القاب همايونش زكى و عسكرى و خالص و سراج بود و آن حضرت در زمان فوت پدر عالىكوهر خود بيست و دوساله بود و در شهر ربيع الثّانى دويست و شصت هجرى بزهر معتمد عبّاسى در سامره از جهان فانى دركذشت و در جوار والد بزركوارش مدفون كشت و مدّت عمر كرامى آن حضرت بروايتى بيست و هشت سال و بقولى بيست و نه سال بود و مدّت هفت يا هشت سال امامت نمود و بثبوت پيوست كه آن حضرت را غير از حضرت صاحب‌الامر فرزندى نبود ذكر امام الهمام ابو القاسم محمّد بن الحسن بن علىّ بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام آن حضرت ثانى عشر ائمّهء كرام و حجّت ملك علّام و امام انام است تولّد آن معدن ولايت بقول اكثر روايت در نيمهء شعبان در سنهء دويست و پنجاه و پنج هجرى در سامره اتّفاق افتاد و بقولى در سيزدهم رمضان المبارك در سنهء دويست و پنجاه و هشت هجرى روى داد و مادر آن سرور امّ ولد و مسمّاة بسوسن و بروايتى نرجس بود و قيل صيقل بود و با نام و كنيت با حضرت خير الانام ( ص ) موافق است و القاب همايونش مهدى و منتظر و خلف و صاحب الزّمان و حجّت و قائم و صاحب‌الامر است و در وقت وفات پدر بزركوارش به روايت اشهر پنج‌ساله بود و بقولى دو سال داشت حضرت واهب العطايا آن حضرت را مانند يحيى ( ع ) در حالت طفوليّت حكمت عطا فرمود و در صغر سن امام انام كردانيد و بسان حضرت عيسى ( ع ) بن مريم در وقت صباوت به مرتبه ارجمند رسانيد راقم كويد كه عجب است از اشخاصى كه قايلند بر اينكه خواجه خضر و الياس از انبياء و شيطان و دجّال از اعدا در قيد حياتند و انكار دارند در وجود ذىجود صاحب الزّمان را و حال آنكه آن حضرت افضل است از انبياء سلف و اوست ولد صاحب نبوّت مطلقه و ولايت كلّيّه عجب‌تر آنكه بعضى از متصوّفه كه خود را از اهل دانش شمارند و از ارباب بينش پندارند قايلند بر اينكه در ملك هندوستان در ميان برهمتان و جوكيان مرتاضان و رياضت‌كشان مىباشند كه بسبب حبس نفس و قلّت اكل چند هزار سال عمر كرده و مىكنند با وجود اين منكر وجود آن حضرتند فقير كويد انكار وجود آن حضرت در حقيقت انكار قدرت بارىتعالى است منّت خداى را كه فقير را همچنان آفتاب روشن كه كيمياكر از اجزاى متفرّقه اكسيرى