زين العابدين شيروانى

513

بستان السياحه ( فارسي )

بدون اذن او پس شامل او مىكردد آيات وعيد كلّا كه در خصوص افتراء و اقدام به حكم بدون اذن است مثل قوله تعالى وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ يعنى اكر بكويد پيغمبر از پيش خود بر ما بعض قولها را هرآينه مؤاخذه مىكنيم ازو بيمين يعنى بقوّت و شدّت با قسم بعد از آن قطع مىكنيم رك جان او را و اين از قبيل آنست كه فرموده لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ يعنى اكر شرك به يارى هرآينه محو مىكردد عمل تو از قبيل ايّاك اعنى و اسمعى يا جارة يعنى با تو مىكويم و قصد بر ديكران است كه بفهمند و مثل قوله تعالى آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ يعنى آيا خداى تعالى اذن داده است شما را يا بر خدا افتراء مىكوئيد و قوله تعالى فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً * يعنى پس كيست ظالم‌تر از كسى كه افتراء بسته است بر خداى تعالى از دروغ دليل پنجم اين است كه تديّن بظنّ لازم دارد قول به غير علم را پس شامل او مىشود آيات نهى و وعيد در اين خصوص مثل قوله تعالى وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ يعنى پيروى مكن چيزى را كه علم ندارى و قوله تعالى وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ يعنى مىكوئيد از دهان خود چيزى كه علم نداريد با دو سهل مپنداريد او را و حال آنكه او در پيش حقتعالى عظيم است و قوله تعالى إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ الى قوله وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ يعنى بتحقيق حرام كرده است پروردكار من فواحش را تا آنجا كه فرموده و اينكه مىكوئيد بر خدا چيزى كه عالم نيستيد و غير اين‌ها از آيات بسيار است دليل ششم آنست كه تديّن بظنّ لازم دارد تديّن اتّباع ظنّ را پس شامل او مىشود آيات نهى از او و وعيد بر او مثل قوله تعالى إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ * يعنى تابع نمىشوند كفّار مكر ظنّ را و نيستند ايشان مكر مىپيمايند به كمان و نيز قول خداى تعالى در يك جا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً * يعنى بتحقيق ظنّ بىنياز نمىكند از حق هيچ‌چيز با ملاحظه قول خداى تعالى در جاى ديكر كه فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ يعنى چه چيز است بعد از حق مكر ضلالت دليل هفتم اين است كه تديّن به او لازم دارد مخالفت آيات رجوع بسوى خدا و رسول و اولوالأمر و مخالفت آن اخبار را قال اللّه تعالى فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و نيز فرموده وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ يعنى هركاه نزاع كنيد در چيزى پس‌رو نمائيد او را يعنى رجوع كنيد بسوى خدا و رسول اكر ايمان به خدا و روز آخرت داريد و هركاه رد مىنمودند او را بسوى رسول خدا و بسوى اوليالامر از ايشان كه ائمّه‌اند هرآينه مىدانستند او را كسانى كه استنباط مىكنند قرآن را از ايشان و بتحقيق متواترات اخبار از ائمّه اطهار كه ايشانند اولوالأمر و ايشانند استنباطكنندكان و در ايشان نازلست آيهء خاصه و روايت كرده است در بصائر الدّرجات از ابن ابى عمير از جميل ابن درّاج كفت بوديم در نزد ابى عبد اللّه ( ع ) پس نزاع كردند دو مرد با يكدكر حتّى برى شد هريك از ديكرى پس فرمود به ايشان ابو عبد اللّه ( ع ) آيا نيست از دين شما اينكه رو كنيد بسوى من عرض كردند بلى پس فرمود هر دو داخليد در ولايت من دليل هشتم اين است كه تديّن بظنّ مستغنى مىكند از سؤال اهل ذكر عليهم السّلام و حال آنكه خداى تعالى فرمود فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * يعنى سؤال كنيد از اهل ذكر هركاه نمىدانيد و بتحقيق متواتر است از ائمه اطهار كه نحن اهل الذكر يعنى مائيم اهل ذكر و ايّانا عنى خاصّة يعنى قصد كرده است ما را بخصوص و نحو اين‌ها دليل نهم اين است كه مستلزم حكم به غير ما انزل اللّه است در وقت خطا و حال آنكه فرمود خداى تعالى وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ يعنى هركس حكم بما انزل اللّه نكند پس ايشان فاسقانند و در آيهء ديكر فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ و ايضا در آيه ديكرى فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * پس شامل او مىشود در اين حال آياتى كه نازل شده است در حق ظالمين و كافرين و فاسقين دليل دهم اين است كه آن