زين العابدين شيروانى

491

بستان السياحه ( فارسي )

بخاطر رسيده لازم است كه بعرض برادران دين و طالبان يقين برساند فاستمع و لا تكوننّ من الغافلين نقل تتميمى عالم ربّانى مولانا محمّد محسن كاشانى قدّس سرّه السّبحانى در مقدّمات تفسير ملكوتى تسطير صافى تحقيق فرموده كه در فهم اسرار كلمات الهى حكماى وسيع الفهم قويم النّظر مستقيم الفكر را مطمح بصر و مطرح نظر همواره بر حقايق كلّيّه محيط بر افراد غير متناهيه و مفهومات غير حاصره مشتمله بر اشخاص غير محصوره است و بمجرّد اينكه آيتى از آيات در مدح يا ذمّ احدى از نيكان يا فردى از بدان نازل شده باشد يا معنى تمثيل آيه اختصاص بمفهوم شخصى داشته باشد آن آيه را در حد اختصاص محدود و در مضيق انحصار محصور نمىفرمايند بلكه تا توانند در تعميم مفهوم فى كلّ ما يحتمل الإحاطة و العموم مىافزايند همچنان‌كه حضرت مولانا و امامنا ابو عبد اللّه جعفر الصّادق ( ع ) آيتى را كه در خصوص صلهء رحم آل محمّد ( ص ) نازل شده تعميم فرمودند در صلهء ارحام كلّ مؤمنان و چون توهّم مىشد كه محقّقان اصحاب نظر را در مثل اين تعميم در مواضع ديكر رخصت نباشد و امثال اين تعميم مختص امام ( ع ) باشد آن حضرت وى را مخاطب فرموده فرمودند كه و لا تكوننّ ممّن يقول فى الشّيء انه فى شىء واحد يعنى مباش البتّه از جمله كسانى كه چون چيزى از آيت يا حديث بر ايشان وارد مىشود كه ظاهر آن اختصاص به شىء واحد است مىكويند كه آن شىء واحد كه عبارت از آيه يا حديث باشد مختص آن شىء واحد است بلكه تا توانى در تعميم و توسيع دايرهء مفهوم آن كوشش نما محقّق مذكور قدّس سرّه فرموده كه و هذا نهى عن التّخصيص فضلا عن الأذن فى التّعميم يعنى اين كلام معجز نظام نه همين اذن و رخصت در تعميم بلكه نهى و منع از تخصيص است به صيغه تاكيد راقم حروف مظفر على كويد سليقه مستقيم حكم مىكند الف و لام در فى الشّيء الف و لام عهد ذهنى باشد از قبيل الف و لام اللئيم فيقول امير المؤمنين ( ع ) شعر و لقد امّر على اللّئيم يسبّنى * فمضيت ثمّة قلت لا يعنينى دخول اين الف و لام سبب معنى نكره است و لفظ شىء نيز بعلاوه ابهام مستفاد از الف و لام مبهم است و لفظ مبهم در سياق نهى مفيد عموم بناء على هذا كلام اعجاز نظام اذن در تعميم بلكه نهى از تخصيص است در جميع موارد و اين مسئله كه از كلام امام ( ع ) مستفاد است مطابقست به‌آنچه حكماى الهيّين كفته‌اند كه نظر حكم هركز تعلّق بمفهومات شخصيّه و مقامات جزئيّه نمىكيرد بلكه همواره متعلق است بحقايق كلّيّه نوعيّه و جنسيّه كه محيط بافراد غير متناهيه است و اين بجهة آنست كه شرف انسان بر ساير حيوانات بادراك كلّيّات است و علوم مدونه متداوله حكميّه و شرعيّه و عرفانيّه و ادبيّه مجموع مبنى بر اين قاعده است حتّى علم اصول فقه كه مبنى بر ظنونست مبنى بر ظنّيّات كلّيّه است و تا پاى كلّيّات و اطلاق در ميان نبايد هيچ علمى مضبوط نمىشود و هيچ فسادى بصلاح نمىآيد چنان كه تا قاعدهء كلّيّهء كلّ فاعل مرفوع و كلّ مفعول منصوب و كلّ مضاف اليه مجرور از مصدر ولايت صادر نكرديده فساد خطاى كلام عرب بصلاح مبدّل نكرديده و حديثى كه در شرح كلام اعجاز نظام علىّ قسيم الجنّة و النّار به روايت مفصل بن عمر از حضرت صادق ( ع ) در كتاب عين الشّرائع شيخ صدوق طاب ثراه مرويست مبتنى برين قاعده است و حديث مذكوره در مقدّمهء ثالثهء تفسير صافى نيز مذكور است و هر قدر تجرّد لسان زيادتر مىشود و قربش به حضرت مجرّدات قدسيّه بيشتر مىكردد علوم او كلّىتر و محيطتر و كثيرالافرادتر و وسيع‌الدّايره‌تر مىشود چنان كه جناب ولايت‌مآب ( ع ) فرموده‌اند علّمنى رسول اللّه ( ص ) الف باب من العلم ففتح لى من كلّ باب الف باب و هركاه اين مقدّمه را دانستى پس بدانكه محقق دوانى در بعضى از رسايل خود فرموده‌اند كه آل رسول اللّه بر دو قسمند اوّل صورى دويّم معنوى آل صورى جماعتيند كه بواسطهء ولادت صوريّه نسب به آن حضرت مىرسانند و ايشان سادات از ذريّه على ( ع ) و فاطمه‌اند ( ع ) و آل معنوى آن جماعتند كه بواسطهء ولادت معنويّه نسب به آن حضرت مىرسانند و ايشانند اولياء و عرفاء و فقراء امّت احمدى ( ص ) و همچنان‌كه بر آل صورى صدقه صورى حرامست بر آل معنوى كه تقليد غير باشد در علوم حرامست بعد از آن فرمودند كه هركاه نسبتين صورى و معنوى در ما صدقى جمع شود همچنان‌كه در ائمّه مشهورين از اهل بيت ( ع ) هر دو نسبت متحقّق شود پس نور على نور مىشود اينست خلاصه كلام محقّق دوانى به اندك