زين العابدين شيروانى

490

بستان السياحه ( فارسي )

سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ و كريمه عظيمه هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ مجموع دلالت صريح بر اين مطلب دارند و اين مشرب با مشرب خروج از راى و تسليم كامل شدن بسيار مناسب است و اندك فرقى با مشرب عرفان دارد و آن اينست كه ايشان مىكويند كه اعتقادات را از كلام اهل عصمت تسليما بايد قبول كرد و مداومت اعمال و مواظبت تقوى بر طبق مستفاد از حديث نيز بدون تفرق عقل ناقص قيام نمايد تا تنوير قلب حاصل شود و حقايق شرع كه در كسوت امثله مخفى است جلوه‌كر كردد و عرفاء مىكويند كه اعتقادات را از پير طريقت كه تعيّن كرده اهل عصمت است و لا محاله كلام او با حديث مطابق است تسليما بايد قبول كرد و اعمال و اذكار قلبى و قالبى را كه حسب الاجازهء او كه لا محاله با ارادهء امام ( ع ) مطابق است مداومت بايد نمود كه البتّه موجب صفاى باطن و عروج بر معارج خواهد بود و عن‌قريب نقادى اين مسئله خواهيم نمود منتظر باش و رجوع به تتميم تحقيق مذهب اخباريّين كن و بدانكه اشكالى كه در عنوان كلام از دو وجه بر اين مشرب وارد آورديم مندفع است بجهة اينكه اتّفاق علماء است بر اينكه تقليد در اعتقادات جائز نيست مستند آن نيست مكر لزوم دور پس دو وجه اشكال به يك وجه راجع مىشود و جواب ايشان يعنى فاضل استرآبادى و محقّق كاشانى قدّس سرّهما و اتباع ايشان اين است كه آن‌قدر از مسائل الهيّات كه موقوف عليه ثبوت نبوّتست از جمله بديهيّات و قضاياى محتاجة اليها از فطرياتست و چنين مىدانند كه مسئلهء اثبات واجب و توحيد و غير ذلك از آنچه موقوف عليه صدق انبياء عليهم السّلام است مجموع مكلّفين مفطور بر تصديق به‌آنند و لهذا همهء كفار و منكرين مبدا در حين اضطرار بىاختيار متوسّل بربّ خود مىشوند و بيكانكى او اقرار مىكنند و بعلم و قدرت و حكمت و فضل و لطف او اعتماد مىنمايند پس اكر اين مقدّمات فطرى نبودى چكونه اين اعتراف در حال اضطرار من غير اختيار بظهور رسيدى بلكه حيوانات غير ناطق نيز بر فطرت توحيد مفطورند بلكه همه در اين باب از نباتات و جمادات نيز مالك و رب و صاحب‌اختيار عزّ سلطانه را مىشناسند چه احتياج بدليل چنان كه از عارفى پرسيدند ما الدّليل على اثبات الصّانع در جواب فرمود لقد اغنى الصّباح عن المصباح و آيات شريفه قرآنى و احاديث صحيحه معصومين عليه السّلام اين مسئله را تقويت عظيم مىكند امّا آيات مثل قوله سبحانه فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ و مثل قوله تعالى وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى و امّا احاديث مثل حديث شريف كلّ مولود يولد على الفطرة الّا انّ ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجسانه و مثل حديث ماثور از امام جعفر صادق ( ع ) مروى در تفسير امام حسن الزّكى العسكرى ( ع ) كه سايلى به آن جناب عرض كرد كه دلّنى على اللّه ما هو فقد اكثر علىّ المجادلون و جيّرونى آن جناب ( ع ) در جواب فرمود كه هل ركبت سفينة قطّ سايل عرض كرد بلى آن حضرت فرمود كه هل كسرت بك حين لا سفينة تنجيك و لا سباحة تغنيك سايل عرض كرد بلى آن حضرت فرمود كه فهل تعلّق قلبك هناك انّ شيئا من الأشياء قادر على ان يخلّصك من ورطتك سايل عرض كرد بلى آن حضرت فرمود فذلك الشّىء هو اللّه القادر على الإنجاء حين لا منجى و على الإغاثة حين لا مغيث پس هركاه قدر موقوف عليه ثبوت از مسائل الهى فطرى و در اعداد بديهيّات داخل باشد تفاصيل ساير اعتقادات را تماما از كلام معصوم ( ع ) بايد اخذ نمود و اكر كسى را شوق استدلال همه باشد چون اكثر احاديث بطريق استدلال نيز وارد شده به همان استدلالات معصومى كه رواشح بحر ولايت و لوامع شمس نبوّتست اكتفا بايد و از مقالات متفلسفين و خرافات متكلّمين بر كنار بايد و حقا كه فاضلين مذكورين شكر اللّه سعيهما در تحقيق اين مسئله نهايت استقامت سليقه به كار برده‌اند و اكثر مكلّفين و طالبين حق را از صدمات شبهات و شكوك مختلفه طبقات علما رهانيده‌اند و قانون تسليم را كه به حكم حديث شيعتنا المسلمون النجباء قانون معامله قدماى شيعه با اهل البيت عليهم السّلام است بسيار نيكو رعايت فرموده‌اند ليكن چون در راس هر مائه بايد مذهب حق را تجديدى ديكر حاصل شود اين فقير خاكسار ريزه‌خوار خوان لطيف سيّد نعمة اللّه ولى قدّس سرّه العلى را تتميمى از براى اين تحقيق