زين العابدين شيروانى

21

بستان السياحه ( فارسي )

نموّ بوده باشد قبل از حلول اجل البته بميرد و هيچ‌كونه علاج نپذيرد كذلك بعضى دول ماضيه چون اصحاب آن بر وفق عدل و قانون داد معمول نمىداشتند و سياست ملكى را مهمل و معطّل مىكذاشتند و طريق جور و عدوان شعار خود ساختند و بر سمند هوا و هوس سوار كشته در ميدان ظلم و ستم تاختند ناچار قبل از وقت اركان دولت ايشان خلل پذيرفت و آفتاب شوكت ايشان قبل از غروب زوال كسوف كرفت امّا هر انسانى كه تربيت بدن نزد طبيب حاذق نمايد و حسن تدبير او موافق آيد البته بعمر طبيعى مىرسند همچنين نظم هر دولتى حين شروع در انحطاط يا قبل از ان اكر بر وفق تقدير و حسن تدبير وزراء و امراء بوده باشد باعث بقاى دولت و دوام سلطنت مىكردد حاصل آنكه شرط بقاى دولت سياست است و سياست يا عقلى است كه او را حكمت عمليّه نامند بجهة آنكه احد اقسام آن علم سياستست يا شرعيست هركاه سياست شرعى باشد و بشروط آن عمل نمايند از سياست حكمت عملى مستغنى گردند لهذا اكثر ملوك نامدار و سلاطين با اقتدار كه مسلمان بودند سياست شرعى را دستور العمل خود ساخته‌اند و هر پادشاهى كه از سياست شرعى عدول و تجاوز ننموده اكثر اوقات بتأييدات ربّانى مظفّر و منصور بوده و هر پادشاهى كه سفّاك و بىباك و غيور بوده كه سياست شرعى را معيار خود نكرده و اعتناء بر سياست شرعى ننموده و در پى هوا و نفس امّاره شتافته البتّه غيرت الهى بر وى استيلا يافته خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ كرديده تعجيلا بدار الجزاء خراميده و بقاى دولت كفار از سياست عقليست و اعتناء ايشان بامر سياست به‌غايتست و در اخبار آمده كه الملك يدوم مع الكفر و لا يبقى مع الظّلم لاجرم هر عملى كه منافى شرع و عقلست موجب زوال مملكت و انقراض دولت است و ديكر آنكه هر طايفهء كه زمام دولت و مهام رعيّت را بدست نسوان دادند و كردن بر فرمان زنان نهادند بموجب خبر لا يفلح قوم و امرهم امراة عاقبت به درياى فتن و بلاى محن افتادند و هرج‌ومرج كلى بامور ايشان رسيده و انجام كار دولت آن فرقه به نهايت انجاميده مانند دولت عجم كه در اواخر چند كاه دختران خسروپرويز سلطنت كردند لاجرم اختلاف فراوان به دولت ايشان راه يافت به حدّى كه علاج‌پذير نكشت و همچنين هر پادشاهى كه سفّاك و خونريز و با سپاه و رعيّت در ستيز بوده معمّر نكشته و به زودى از جهان دركذشته زيرا كه عدل خداوندى اقتضاى انعدام وجود چنين ظالمى مىكند و اين معنى به تجربه رسيده و مشاهده نيز كرديده و كذلك هر پادشاهى كه خسيس و بخيل و قاطع ارزاق و معيّنات معمول بوده قصير العمر كرديده و كذلك هر پادشاهى و شاهزادهء كه جرات بقتل پدر نموده از عمر خويش برخوردار نبوده بلكه ايّام زندكانى او بعد از پدر شش ماه تجاوز نكرده بيت پدركش پادشاهى را نشايد * اكر شايد بجز شش مه نپايد مانند شيرويه كه پدر خود خسرو را بقتل آورد و منتصر باللّه كه پدر او متوكّل باللّه بود قتل كرد و ميرزا عبد اللّطيف كه پدر او الغ‌بيك ابن امير تيمور كوركان بود بكشت و هريك از ايشان زياده بر شش ماه حكومت نكردند و همچنين هركس كه باعث ظهور دولت كرديده عاقبت بدست صاحبان دولت بقتل رسيده احوال ابو مسلم مروزى شاهد اين مقالست و كذلك هر وزيرى يا وكيلى كه سبب ظهور و جلوس پادشاهى كشته بالاخره ان پادشاه وى را كشت چنانچه در اين زمان حال حاجى ابراهيم خان شيرازى مقوّى مدّعاست و در كتب مورّخان نيز مسطور است جناب حق سبحانه و تعالى پادشاهان را توفيق دهاد و سعادت ابدى قرين ايشان گرداناد كه بسياست عدل ظالمان را مقهور نمايند و مظلومان را مسرور كنند شعر دولت فقر خدايا به من ارزانى دار * كين كرامت سبب حشمت و تمكين منست و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين اقليم سيّم ابتداى آن از مشرق بلاد چين و ماچين و جنوب ديار ترك و از بلاد هند و از وسط ملك كابل و زابل و مكران و سجستان و كرمان و فارس و خوزستان و عراق عرب و جنوب دياربكر و از بادية العرب و از ميان شام و مصر و مغرب عبور كرده به درياى محيط پيوند و صاحب اين اقليم مرّيخ است كويند در آن سيصد و شصت و نه شهر آبادان و سه هزار قصبه كثرت بنيان و سى و شش كوه بزرك و بيست و دو نهر سترك است و رنك مردم آن كشور عموما اسمر و سبزه و بكر و سفيدچهره و بعضى صندل‌رنك نيز باشند و اغلب سكّان آن كشور از متاع ملاحت‌پيكر و صباحت‌منظر بهره‌ورند و اكثر هواى بلادش