زين العابدين شيروانى

487

بستان السياحه ( فارسي )

و امّا نقلا بكلام حضرت شاه اولياء على المرتضى ( ع ) عليه صلوات اللّه العلىّ الاعلى كه و اعلم انّ الرّاسخين فى العلم هم الّذين اغناهم اللّه عن اقتحام السّدد المضروبة دون العيون فلزموا الاقرار بجملة ما جملوا تفسيره من الغيب المحجوب فمدح اللّه اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما و سمى تركهم التعمق فيما لم يكلّفهم البحث عن كنهه رسوخا چرا كه اين كلام ولايت نظام صريحست در سريان رسوخ در جميع مراتب جمعى مؤمن صاحب تسليم معترف بجمله جاهل بتفسير يعنى آنكه علم اجمالى دارد و علم تفصيل را تسليما از كامل قبول مىكند و اهانه بكل من عند ربّنا مىكويد و مانند اصحاب ظنون اقتحام مضروبه نمىكند و در كتاب مستطاب مصباح الشّريعة از حضرت مولانا الصّادق ( ع ) منقولست كه لا يحل الفتيا لمن لا تستقى من اللّه بصفاء سره الحديث و اين كلام شريف صريحست در اشتراط قوت قدسيّه در معنى سخن در اينست كه راه به تحصيل قوت قدسيّه كدام است اعتقاد فريقين مذكوريّين اينست كه راه تحصيل قوّت قدسيّه تمسك باعمال صالحه شرعيّه و اجتناب از مناهى و تقوى از معاصى بلكه از مشتهياتست هرچند مستند اين تمسّك و اجتناب و تقوى و بالجمله مستند اعمال استنباط از كتب باشد خواه بطريق اجتهاد باشد و خواه بطريق استنباط از اخبار و فقير را در اين معنى نظر است امّا اوّلا بجهة آنكه اين كلام مستلزم دور است چرا كه سخن در اينست كه صحّت اعمال و تقوى از معاصى موقوف بر وجود صاحب نفس قدسيّه است كه به فتواى او به آن اعمال و تقوى نتوان قيام نمود پس هركاه راه تحصيل قوّت قدسيّه موقوف بر صحّت اعمال خواهد بود هذا دور ظاهر امّا ثانيا بجهة آنكه عمل بر اين وجه اعنى باستنباط كتابى هرچند ماخوذ از حديث باشد يك نوع از عمل براى است و عمل بحديث فى الحقيقة عمل است به فهميده خود از حديث و اعتماد بر فهم نامهذب از كجاست و در تفسير امامنا و مولانا ابى محمّد الزكى العسكرى مرويست از حضرت مولانا ابى عبد اللّه جعفر الصّادق ( ع ) كه آن جناب در تفسير اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ فرموده يعنى ارشدنا للزوم الطّريق المؤدّى الى محبّتك المبلّغ الى جنّتك المانع اهواءنا فنعطب او نأخذ برأينا فنهلك و اين حديث شريف نصّ است در آنكه اخذ براى مطلقا مذمومست و اتباع هواء مطلقا غير مرضى است و طريق مستقيم راء مؤدى به محبّت است و هركاه كسى انصاف داشته باشد حكم مىكند به آنكه خروج از راى مطلقا و تحصيل رابطه عشق و محبّت منحصر است در روش اصحاب طريقت قدّس اللّه اسرارهم چرا كه در آن روش قاعدهء كلّى از راى خود بالمرّه بيرون رفتن است و تسليم پير روشن‌ضمير چنان كه عارف لا ريب حافظ لسان الغيب قدّس سرّه فرموده حافظ خودرائى و خودبينى در عالم رندى نيست * كفر است در اين مذهب خودبينى و خودرائى و در هيچ مسلك از مسالك متداوله به غير ازين مسلك خروج از راى بالمرّه متحقق نيست اكرچه مسلك اخباريين باشد كه بسيار اهتمام مىكنند در اينكه عمل براى نكرده باشند و چون مذاهب متنوعه را در خصوص تعين علماء ورثه انبياء شنيدى هنكام آنست كه محاكمه موعوده بين هذا الفرق را آماده استماع باشى و اكر همچنان‌كه مذاهب متداوله را در خصوص مستند اعمال اجتهادا و اخبارا و عرفانا بر تو عرض نموديم همچنين مذاهب متداوله را در خصوص مستند اعتقادات نيز تفضل دهيم و بعد از آن شروع در محكمه به محاكمه كنيم شايد تحقيق مسئله تمام‌تر و بصيرت ناظرين در اين كتاب كامل‌تر شود لهذا تفصيله ديكر را آماده باش و بر مهم حقايق و مفيض معارف اعتماد كن و باللّه التّوفيق تفصيلة اخرى چون مذاهب متداوله را در خصوص تعيّن مسائل علميّه و مشارب مشهوره شنيدى مشارب مشهوره در اين خصوص منحصر در چهار مشربست اوّل مشرب علماى متكلّمين دويّم مشرب حكماى مشائين سيّم مشرب حكماى اشراقيّين چهارم مشرب عرفاى موحّدين و وجه حصر آنست كه در تحصيل عقايد حقّه يا فكر و نظر معتبر است يا تجليه و تصفيه و هريك از قسمين باء تطبيق با شريعت مشرب علماى متكلّمين است قسم دويّم اعنى اعتبار فكر و نظر با عدم اعتبار تطبيق با شريعت مشرب حكماى مشائين است قسم سيّم اعنى اعتبار تصفيه و تجليه باعتبار تطبيق با شريعت مشرب عرفاى موحّدين است