زين العابدين شيروانى

404

بستان السياحه ( فارسي )

ذكر فيروزآباد بلده‌ايست خجسته بنياد از بلاد فارس و از اقليم سيّم و هوايش خرّم و آبش خوب و خاكش مرغوبست كويند كشتاسب بن لهراسب ساخته و آن را خور نام كرده بود و در ميان شهر عمارت عالىطرح انداخته چندان بلند كردانيده بود كه هواى طبقهء اعلاى آن نسبت باسفل چون هواى سردسيرى بود نسبت به كرمسير و با فوّاره بالاى آن عمارت آب برده بود و آن عمارت را كيوان كفتندى و چون اسكندر رومى بر آن نواحى مستولى كرديد به آب آن شهر را غرق كردانيد و بمرور ايّام آن محل بحيره كشت بعد از سيصد سال اردشير بابكان چون مملكت ايران را مسخّر ساخت و خواست كه نوبت ديكر آنجا را عمارت كند از حكماء استدعا نمود كه نوعى سازند كه آن حوزه را از آب بيرون آورند لهذا حكماء تدبيرى نموده آن زمين را خشك كردند و اردشير آنجا را شهرى ساخت و عمارات خوب و آثار مرغوب در آنجا طرح انداخت اكنون قرب هزار خانه در اوست و تقريبا پانزده قريه مضافات او و آن قصبه در زمين هموار اتّفاق افتاده و جوانب آن كشاده است و اطراف آن را كوه احاطه دارد و ميوه‌هاى كرمسيرى و سردسيرى او فراوان و حبوب و غلّاتش ارزانست و از حبوب برنجش ممتاز و نارنجش بامتياز است مردمش همكى شيعىمذهب و خالى از مشرب نباشند صاحب كتاب قاموس از آنجا بوده ورودى از نيم‌فرسخى آن مىكذرد ذكر فيروزكوه ولايتى است باشكوه در ميان كوهسار واقع و از اقليم رابع و از ديار طبرستان كويند محكمهء اهل مازندران است راقم فيروزكوه نديده امّا فيروزكوهى بسيار ديده طبايع مردم آن مكان مانند اهل طبرستان بلكه اندك كمتر از آن است ذكر فيروزكوهى طايفه انبوهيند در خراسان و نواحى هرات و غرجستان قريب به دوازده هزار خانه دارند و طريق ييلامشى و قشلامشى سپارند كروهى شجاع و دلير و اكثر ايشان دزد و شريرند همكى حنفى مذهب و بد مشربند نه از جماعت ترك و نه افغان و نه ازبك و نه تركمانند جمله فارسىزبانند ذكر فيض‌آباد خراسان قريه‌ايست قصبه نشان از توابع تربت و محلّى بامسرّت است در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است و قرب هفتصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست آبش از كاريز و هوايش فرح‌انكيز مردمش شيعىمذهب و در آن طريقه متعصّبند و از فواكه خربزهء خوب دارد ذكر فيض‌آباد عراق راقم كويد در كشور عراق فيض‌آباد نام قريه بسيار ديده و شنيده امّا اكنون در نظر نيست كه در كدام بلوك و ناحيه مشاهده شده ذكر فيض‌آباد بدخشان شهريست بهجت‌توامان و آن دار الملك آن ديار و مدينه خلد آثار است از اقليم چهارم آبش خوب و هوايش خرّم راقم اكرچه داخل آن شهر نكرديده امّا بقرب و جوار آن رسيده و مردم آن شهر را بسيار ديده عموما فارسىزبان و بعد ترك و حنفىمذهب و ديكر اسماعيلى و ديكر شيعهء اماميّه‌اند سفيدرخسار و از متاع حسن برخوردارند ذكر فيض‌آباد هند شهريست دل‌پسند از شهرهاى پورب و در كنار رود بزرك واقع و اطرافش واسع است از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش ملايم در به دو حال لشكركاه صفدر جنك امير الامراء هندوستان بود بعد آنجا را پسنديده شهر فيض‌آباد را احداث نمود قرب ده هزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست در نيم‌فرسخى مدينهء اود اتّفاق افتاده و اكثر مشتهيّات در آنجا مهيّا و آماده است مردمش اكثر هندوان و مقتدر اهل ايمان ارباب دولت و اصحاب ثروت در آنجا فراوانند راقم مدّت سه ماه در آنجا بوده و با اكابر و اعاظم آن ديار معاشرت نموده عموما خلق آنجا ملايم و بردبار و مردم سازكارند ذكر فيلى بر وزن ليلى طايفه‌اند از جماعت لر كروهى بسيار و قومى بيشمارند از اهل تحقيق استماع افتاده كه ايشان صد هزار خانه دارند و همه آنها طريق سردسير و كرمسير سپارند اكثر ايشان مذهب اماميّه دارند و قرب دوازده هزار خانه‌وار بندهء حيدر كرّارند يعنى علىاللّهىاند ملك ايشان محدود است از مشرق بولايت بختيارى و عراق و از مغرب بديار عرب عراق و از شمال بملك كردستان و از جنوب بخوزستان بسيارى از آن جماعت ديده و مشاهده كرديده است ذكر فيوم بر وزن جيوم ولايتى است معمور و همه چيزش