زين العابدين شيروانى
405
بستان السياحه ( فارسي )
موفور از كشور مصر و از اقليم سيّم آبش از رود نيل و هوايش اندك كرم و حبوباتش فراوان و فواكه كرمسيريش ارزانست مردمش قوم عرب و همكى شافعى مذهب و غريبنواز و در آن شيوه ممتازند از قاهره مصر تا ولايت فيّوم دو مرحله دور و از فواكه انكورش موفور است قرب هفتاد پاره قريه در اوست و هوايش ملايم و آبش نيكوست كلشن بيست و يكم در بيان حرف قاف بر راى معرفتپيراى علماى دهور و بر ضمير مهر تنوير فضلاى نزديك و دور مخفى و مستور نخواهد بود كه خادم اهل انصاف و ملازم آل عبد مناف مخلص ارباب صلح و صلاح الحاج زين العابدين سيّاح در حرف قاف بلاد بسيار ديده و اماكن بيشمار شنيده است آنچه در خاطر و در نظر است مرقوم مىكرداند ذكر قاهره دار الملك كشور مصر و تختكاه ملوك عصر است و آن شهريست عظيم و دياريست كريم از اقليم سيّم طولش از جزاير خالدات سح د و عرضش از خطّ استوى له ك در زمين اندك پست و بلند اتّفاق افتاده و سمت شرقى او فىالجمله كرفته و سه طرفش كشاده است آوردهاند كه آن شهر از زمان حضرت ابراهيم ( ع ) تا اوان حضرت يوسف ( ع ) طرف غربى رود نيل واقع بود و از شهر تا كنار رود يك ساعت مسافت بود و آن عمارات بلند و قصور ارجمند داشته از آن جمله حضرت يوسف ( ع ) و عزيز مصر و ساير بزركان بناهاى خوب كذاشته كويند بودند اكنون آن شهر در يك پنهان و بعضى از عمارات او در ريك عيانست حال او را مصر عتيق مىنامند و در زمان حضرت موسى ( ع ) فرعون عمارات او را برود نيل نزديك كردانيد او باروئى محكم از آهن و روى كشيد و در آن ابنيهء عاليه و عمارات راسيه انجام رسانيد و كوشكى عظيم جهة نشيمن خود برآورد و چهار جوى از رود نيل در شيب آن روان كرد كويند عمارات فراعنه تا آخر ملوك فاطمى برقرار بود بنا بر مرور ايّام و كرور اعوام روى به خرابى نمود چون عمرو بن عاص به حكم عمر بن خطّاب در سنهء بيست هجرى لواى استيلا در آن ديار برافراشت آن شهر را خراب كرده بر عمارات فسطاط كه طرف شرقى رود نيل بود همّت كماشت و عمرو در فسطاط عمارات محكم و بناهاى مستحكم بنياد كرد از آن جمله مسجد جامعى از سنك تراشيده و مقصورهء از سنك سفيد برآورد و تمامت قرآن مجيد را در آن مقصوره نقّارى كردند و در آن جامع چهار هزار جا قنديل و روشنى بود عارفى كفته از آن روشنى چه فايده كه قنديل دل او از آفتاب محبّت انسان كامل روشن نبود و در اخبار آمده كه عبد اللّه بن طاهر ذو البين بر عمارات فسطاط بيفزود و خانهاى دلكشا و بيوتات فرحافزا در آنجا بنا نمود و در سال دويست و هفتاد و پنج هجرى آتشى از غيب برافروخت و اكثر عمارات عاليات و بيوتات جنّت آيات فسطاط را بسوخت و خمار دين احمد بن طولون آن را مرمّت كرد و در تعمير آن لوازم اهتمام بجاى آورد و عمارات ديكر در قرب آن شهر احداث نمود و آنجا را برّقه موسوم فرمود و قبر محمّد بن ادريس شافعى آنجاست و آن اكنون زيارتكاه اعلا و ادناست و در سنهء سيصد و سى و دو هجرى جوهر غلام المعزّ لدين اللّه بن منصور باللّه فاطمى به حكم مولاى خود در جنب فسطاط قاهره را احداث نمود و الحاكم بامر اللّه بن العزيز باللّه به عمارات قاهره بيفزود و در استحكام آن سعى تمام بظهور رسانيد و در زيب و زينت آن بهغايت بكوشيد و در قرب قاهره شهر حسنيه را ساخته اتمام كردانيد و در زمان المستنصر باللّه بن القاهر لاعداء اللّه بشدّت تمام قحط و غلاء و بليّه و ماء به هم رسيد به حدّى كه متغلّبان ضعيفان و عاجزان را مىبردند و بجاى لحوم مرغان كوشت ايشان را مىخوردند بدين سبب اكثر خلايق هلاك شدند و كروه انبوه روى به كمى آوردند بعد از وقوع آن بليّه امير الجيوش كه امير الامراء آن دولت بود در كثرت عمارات و زراعات او اهتمام نمود تا ملك را به حال اوّلى مبدّل كردانيد و صلاح الدّين ايّوب كرد در سنهء پانصد و هفتاد و دوى هجرى باروئى بر آن كشيد و دور آن را بيست و نه هزار كز مقرّر نمود اكنون آنچه داخل آن باروست قاهره كويند صاحب معجم البلدان كفته كه عمارت و كثرت مصر به مرتبه رسيد كه در آن شهر زياده از شش هزار مسجد و هزار و دويست حمّام بود راقم كويد كه در تحقيق فقير در نفس قاهره قرب صد و بيست هزار باب خانه و سى هزار دكان و دو هزار و پانصد مسجد و جامع و هزار باب خانقاه