زين العابدين شيروانى
370
بستان السياحه ( فارسي )
و فرنك و غيره هم بنابراين همكى معذور و مغفور باشند و خرد مىداند كه مقيّد بر اينكونه علم شدن معايب بسيار و قبايح بيشمار دارد و عقل دورانديش ازين قسم علم احتراز لازم شمارد مصراع جهل از آن علم به بود بسيار فقير عرض نمود كه از تقرير دلپذير شما چنان مستفاد مىشود كه مراد شما از ديده و شنيده تحصيل علم اليقين است كه قرين عين اليقين است كفت آرى تا كسى آتش نديده چكونه از دود استدلال تواند نمود كه آتش است عاقلان دانند كه تا معرفت مؤثّر حاصل نكردد از اثر معرفت مؤثّر حاصل نشود مثل آنكه اكر كسى زركر و آهنكر را قبل نديده و استاد بنّا را مشاهده نكرده باشد بديهى است كه آنكس از صنايع ايشان علم حاصل نتواند نمود و بتحقيق نخواهد دانست كه آن صنايع از ايشان است از اينجاست كه كفتهاند بيت كر تو علم اليقين بدست آرى * سوى عين اليقين بيابى بار روى حقّ اليقين عيان بينى * شوى از كائنات برخوردار و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين ذكر عفيفآباد نام چند قريه است در كشور عراق و فارس بعضى آنها ديده شده چندان تعريف ندارد ذكر عكّه بر وزن مكّه است بندريست از بنادر شام و شهركيست بهجت مشام آن بندر از جند اردن و از بلاد قديمهء آن ديار و مضمون ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ در آنجا آشكار است از اقليم سيّم و آبش از كاريز و خاكش حاصلخيز و هوايش طربانكيز و بكرمى مايل و آبش معتدل و مردمش قوم عرب و اكثر شافعى مذهب امّا طايفهء ترك حنفى مذهب مقتدرند و قليلى شيعهء اماميّه و فرقه نصارى دارد قرب سه هزار باب خانه در اوست و نواحى خوب و معموره مضافات اوست خلقش عموما مهماننواز و در آن شيوه ممتازند احمد پاشا جزّار باروئى به استوار از سنك تراشيده در غايت استحكام بر آن كشيده و عمارات مستحكم و مسجدى محكم و مدرسهء متين و حمّامى دلنشين و اسواق مسقّف و دكّاكين مكلّف كه اكثر آنها از سنك مرمر و برخى از حجر است و همكى به وضع خوش و طريق دلكش به انجام رسانيده است كه خرد خورده دان از ديدن آن صد تحسين و هزار آفرين بر آمر و عامر آن مىكند راقم كويد اكرچه آن شهر چندان وسعت و عظمت بحسب صورت ندارد امّا شهرى بدان متانت و صفا كمتر جائى مشاهده شده است سه حصار تو بر تو ساختهاند نخستين قلعهء آنجا را چندان عريض كردهاند كه در سطح آن اشجار ميوهدار و درختان سايهافكن غرس نمودهاند و جهة حارسان و غيره خانها ساختهاند ارتفاع آن حصار تخمينا ده كز باشد و حصار دويّم رفيعتر از نخستين واقع شده چنان كه مشرف و مسلّط بر حصار اوّل است و آن نيز در غايت متانت است و ارتفاع آن تقريبا بيست كز باشد و حصار سيّم كه نارين قلعه و دارالأماره است وى بلندتر از هر دو حصار و مشرف بر همه شهر و ديار است و در هريك از آن سه حصار از توپ و تفنك و آلات جنك بسيار به مرتبهء استحكام دادهاند كه عقل دورانديش از كرفتن آن حصار بطريق قهر و غلبه سر در پيش است و چندان خزاين و دفاين و ذخاير در آنجا جمع كردهاند كه محاسب و هم از عهدهء حساب آن عاجز است قبر حضرت صالح پيغمبر ع در خارج شهر است قريب به دروازه واقع و زيارتكاه ساكنان آن موضع است راقم كويد كه چند كاه در آن شهر بوده و با امراى آن ديار صحبت نموده و با بزركان و زيركان آنجا معاشرت كرده و ايّام چند با اكابر و اعيان آنجا برآورده است كه ذكر همه باعث طول كلام است و بعضى از احوال ايشان در حدائق السياحة مذكور است ذكر علىآباد نام چند موضع است در ايران يكى در مازندران و آن قصبهايست شهر مانند و محلّى است خاطرپسند در اين زمان اشخاص نيك از آنجا برخواستهاند و جمعى از ايشان به فضايل نفسانى آراستهاند و ديكر علىآباد يزد و آن قريهايست در سه فرسخى تفت الحق قريهء دلپسند و محلّى ارجمند است آبش كوارا و هوايش بهجتفزاست و ديكر علىآباد عراقست و شنيده شده كه در فارس و خراسان و كرمان نيز علىآباد نام قريه هست راقم نديده ذكر عماديّه بلدهايست از بلاد ربيعه و از بناهاى عماد الدّولهء ديلمى است كويند قصبه شهر مانند و شهركيست خاطرپسند و در پنج منزلى ديار بكر واقع و اطرافش واسع ميوههاى خوب دارد هوايش بكرمى مايل و آبش معتدل است و مردمش اكثر حنفىمذهب و طايفه كرد و عربند حكّام آنجا از متاع عدل و داد و صلح و سداد بهرهورند ذكر عمّان شام مدينهايست بهجت مشام و چند نواحى و قصبه از توابع اوست و آب و هوايش نيكوست و قصر جالوت در آنجا واقع شده راقم مشاهده