زين العابدين شيروانى

351

بستان السياحه ( فارسي )

مسكنش بغداد شاه پاكدين * پيروى شه احمد غزّالى است آنكه در ملك ولايت والى است * پيروى بر فرق مردان تاج بود شيخ ابو بكر است و خود نسّاج بُود * پير بو بكر آن شه نورانى است كنيتش بو القاسم كوركانى است * پير بو القاسم بصافى مشربى بود ابو عمران امام مغربى * پير بو عمران امام پاكزاد بو على كاتب شه عالىنهاد * كيست دانى پير شيخ بو على بو على رُودبارىّ ولى * آنكه بودش طاير الهام صيد رهنمايش كيست مىدانى جنيد * شيخ او سرّى سقطى شاه راد شيخ او معروف آن صافى نهاد * كيست بر معروف دانى رهنما در طريقت شه على موسى الرّضا ع * مظهر ذات خداوند جلى نور چشم سرور مردان على ع * دركهش باب المرام عالم است منكر اين قول در عالم كم است * رهنماى اوليا آن حضرتست پيشواى راه ما آن حضرتست * از پدر او داشت او هم از پدر متّصل تا حضرت خير البشر * نسبت اين سلسله كفتم تمام تا بماند يادكارى و السّلام و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين ذكر صور نام چند موضع است يكى بندريست از بنادر عمّان مشاهده نشده و ديكر بندريست از بنادر شام و آن دارالأماره جبل عاملست قرب هزار باب خانه در اوست و قراء خوب مضافات اوست مردمش همكى شيعىمذهب و خوش‌مشربند مكرّر ديده شده است آبش خوب و هوايش مرغوبست حكيم فيثاغورث و حكيم اقليدس از آنجا ظهور نموده‌اند سه طرفش دريا و سمت مشرقش اندك صحراست و جبالش قريب است ذكر صوفىآباد نام چند قريه است آباد يكى از توابع سمنان و يكى در عراق و ديكر محلّى است از آذربايجان قبر علاء الدّوله در صوفىآباد سمنان مشهور است يزار و يتبارك ذكر صورت او را سورت نيز كويند وى بندريست بزرك و شهريست سترك از شهرهاى كجرات و مدينه‌ايست بهجت آيات آن شهر در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است قرب سى هزار باب خانه در اوست و نواحى دلكشا و آباد مضافات اوست مردمش اكثر هندوان و ديكر اهل ايمان و ديكر كبران و ديكر اسماعيليانند ميوه‌هاى كرمسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان پارچهاى خوب در آنجا بافند سيّما زربفت بسيار اعلى بافته مىشود خاندان قديم و دودمان عظيم در آن شهر ساكنند راقم مدّت شش ماه در آن ديار ساكن بوده و با مردم آنجا معاشرت نموده عموما خلقش با اهل دانش اخلاص دارند و طريق ارادت ارباب معرفت سپارند ذكر صهله قصبه‌ايست از قصبات يمن از توابع تهامه باغات فراوان دارد و اهل آن ديار همكى عرب و زيدىمذهبند ذكر صيدا بندريست از بنادر شام و قصبه‌ايست بهجت مشام مردمش همكى عرب و مختلف‌المذهبند سمك صيدا كه مشهور است در آنجا حاصل مىشود كلشن پانزدهم در بيان حرف ضاد بر راى معرفت‌پيراى محقّقان صاف‌اعتقاد پوشيده و مخفى نماناد كه راقم در حرف ضاد امصار و بلاد جز سه موضع نديده و نيز از سيّاحان معرفت توامان نشنيده لهذا همان را مرقوم كردانيد ذكر ضلع قصبه‌ايست از قصبات اناطولى در يك منزلى شهر اماسيّه واقع و اطرافش واسع قرب هزار باب خانه در اوست و قراء چند مضافات اوست آب روان و ميوهء فراوان دارد مردمش ترك‌زبان و حنفىمذهب راقم دو سه روز در آن ديار توقّف نموده و با اهلش صحبت كرده عموما خالى از هوش و محبّت نباشند ذكر ضيقه نام قريه‌ايست چند در عراق عرب و شام و مصر چندان تعريف ندارند راقم اكثر آنها را ديده است ذكر ضياع لفظ ضياع جمع ضيعه است و ضيعه بمعنى قريه باشد كويا نام ناحيه‌ايست در عرب قريب بملك بعلبك راقم نديده كلشن شانزدهم در بيان حرف طاء بر راى فضيلت‌پيراى علماء انام و بر ضمير مهر تنوير فضلاء معرفت انجام مخفى و ابهام نماند در حرف طاء مؤلّف آنچه بلاد و ديار ديده و از سيّاحان معرفت توامان شنيده مذكور مىنمايد ذكر طايف بلده‌ايست از بلاد حجاز و محلّيست مسرّت طراز و بحسب آب و هوا از جميع بلاد حجاز و يثرب ممتاز و اكثر فواكه كرمسيرى و سردسيريش بامتياز است آن قصبه در ميان جبال واقع و طرف جنوب و شمالش فىالجمله كرفته و دو طرف ديكرش واسع است قرب سه هزار باب خانه در اوست و تقريبا پنجاه پاره قريه مضافات اوست مردمش اكثر شافعى مذهب و ديكر حنفىاند و جمعى از صحابه رسول خدا ص و تابعين در آنجا آسوده‌اند و جمعى از ارباب