زين العابدين شيروانى
318
بستان السياحه ( فارسي )
و ساكن ملك فارس و صحرانشينند كويند ارباب دولت و مكنت در ايشان بسيار است ذكر شلاله بر وزن جلاله شهركيست از شهرهاى يمن در دامن كوه واقع مردمش زيدىمذهب و قوم عربند راقم مشاهده نكرده ذكر شميران بلوكى است از طهران در دامن جبال شامخه واقع و سمت شمالش كرفته و ساير اطرافش واسع است قرب سى پاره قريه در اوست آبش از قناة و خوب و هوايش نيكوست جميع قريههاى شميران باغات فراوان و آب روان دارد و اكثر فواكه سردسيريش ممتاز على الخصوص سيب و توت آن ديار بامتياز است در موسم تابستان اغنياء طهران جهة خوشى آب و هوا به آن مكان رفته اوقات خود را به خوشدلى كذرانند و مردمش همكى شيعىمذهب و از معارف انسانى دور و از عالم معرفت مهجورند راقم مكرّر ديده و باحوال آن ديار رسيده است ذكر شمسآباد نام چند موضع است يكى قريهايست از قراى بلوك مرودشت و آن قريه در دامن كوه واقع و ديكر قريهايست در خراسان و ديكر نام محلّهايست در اصفهان و آن خوش محلّهايست راقم هر سه را ديده ذكر شميل قصبهايست جميل از توابع فارس و از اقليم دويّم و بقولى سيّم هوايش كرم و آبش فراوان و ناسازكار و نخلستانش بيشمار و مركّباتش بسيار قرب هزار خانه در اوست و چند پاره قريه از مضافات اوست از بندر عباسى دو مرحله دور و حبوب و غلّاتش موفور است مردمش شيعىمذهب و ضعيف اندام و كمجراتند و ميوهء انبه كه از ميوههاى هند است در آنجا مىشود حاكمش از جانب سلطان عمّان مقرّر است ذكر شماخى شهريست مشهور و بلدهايست مذكور از قديم دار الملك كشور شيروان بوده وى را نوشيروان عادل احداث نموده از اقليم پنجم و طولش از جزاير خالدات قدل و عرضش از خطّ استوى م ن شهر جديد آن مشهور به آقسوست آبش ناكوار و هوايش ناسازكار است روسيّه آن شهر را خراب كرده شماخى عتيق را تعمير نمودند و آن در ميان جبال اتّفاق افتاده آبش كوارا و هوايش بهجتفزاست خاكش حسنخيز و زمينش طربانكيز است باغاتش فراوان و غلّاتش ارزانست قرب دو هزار باب خانه شيعه و سه هزار خانه اهل سنّت و هزار خانه ارامنه و يهود در اوست و نواحى معموره و قراى مشهوره مضافات اوست و تقريبا سى هزار ايلخان چوپان لوسنىّ ؟ ؟ ؟ ثنوى و شش هزار خانه قزلباش در آن ديار مسكن دارند و هميشه طريق ييلامشى و قشلامشى مىسپارند مردمش عموما سفيدرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند و مهماندوست و غريبنواز و در آن شيوه ممتازند و از مراتب صدق و صفا و مهر و وفا خالى نباشند و به تيشهء جفا خاطر غرباء و فقرا را نخراشند امّا اكثر ايشان رندمشرب و اكثر اوقات در عيش و طرب و لهو و لعباند و از مطالب عرفان دور و از مراتب ايقان مهجورند آن شهر دار الملك ملوك شيروان بوده دوازده نفر از ايشان حكومت نموده قاضى ناصر الدّين بيضاوى در نظام التّواريخ كفته كه ملوك شيروان از نسل بهرام چوبينهاند و قاضى احمد لارى مؤلّف جهانآرا ايشان را از تخمهء نوشيروان شمرده باىّ حال سلاطين ستوده سير و ملوك عدالتپرور بودند و ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال را تعظيم و تكريم مىنمودند و ايشان نيز كتب نفيسه بنام آن ملوك تأليف فرمودند و اشعار آبدار در مدح و ثناى ايشان بسلك نظم كشيدند و نام نيك و ذكر جميل آنها را مشهور عالم كردانيدند و نيز صاحبان فضائل انسانى و كمالات نفسانى از آن ديار ظهور نمودهاند من جمله حكيم خاقانى فاضل شاعر و فلكى شاعر ماهر و سيّد ذو الفقار سخنور قادر از آنجا بودند و مولانا كمال الدّين كه از فضلاى عصر خود بوده در زمان سلطان حسين ميرزا بايقرا در هرات مدرّس بوده و ملا ميرزا جان در زمان شاه سليمان فاضل كرانمايه و صاحب كتب مفيده بوده و مولانا حزين صاحب مثنوى و اين مولانا حزين غير از شيخ محمّد على حزين كيلانى است كه در هندوستان وفات يافت نيز از آنجا بوده و چون مسقط الرّاس فقير در آن ديار است لهذا شمّه از حال خود بازنمودن مناسب مىنمايد ذكر احوال مسوّد اين دفتر بر سبيل مختصر مخفى نماند كه تفصيل احوال راقم در كتاب حدائق السّياحه مسطور و و در رياض السّياحه مذكور است و در اين مقام بطريق اجمال كفته مىشود بدانكه فقير در نيمهء شعبان المعظّم در سنهء هزار و صد و نود و چهار در آن ديار از بيداى عدم به فضاى وجود قدم نهاد و از عالم راحت و سرور بدار غم و غرور افتاد و چون بامر سبحانى از مراحل زندكانى پنج مرحله طىّ نمود بر وفق تقدير والد حقير با متعلّقان بصوب عراق عرب عزيمت فرمود و در عتبهء حسين بن علىّ عليهما السّلام مجاورت اختيار كرد و باقى عمر كرامى را در همان ديار فيض آثار برآورد فقير مدّت دوازده سال در خدمت والد و ساير علماء به تحصيل علوم رسميّه مشغول گرديد و چون سنين عمر به هفده رسيد كشش غيبى كريبانكير شده چند كاه به رياضت و مجاهده و تقوى عمر كذرانيده آخرالامر بخاطر آمد كه ترك تقليد آباء و اجداد نموده راه حق را بطريق تحقيق پيموده و از روى دانش و بينش بندكى نمايد و مانند عوام