زين العابدين شيروانى

80

بستان السياحه ( فارسي )

و الاسپاه الجند در اول لشكركاه كيقباد بوده و بمرور ايام روى به عمارت نموده وى از بلاد قديمه ايران و در خوبى آب و هوا مشهور جهانست از اقليم چهارم امّا بحسب طول و عرض بعضى او را از اقليم سيّم شمرده‌اند طولش از جزاير خالدات قوم و عرضش از خط استوا لب آن شهر در زمين هموار اتفاق افتاده و طرف جنوبش فىالجمله كرفته و ساير اطرافش كشاده است در اصل چهار قريه بوده باب الدشت و باب القصر و جوباره و كرّان بتدريج ايّام ازدحام تمام در آن شهر روى داده به مرتبه كه در عراق بلكه در ايران از ان عظيم‌تر شهرى نيست و در بناى آن اختلافست بعضى كويند كيقباد كه اوّل ملوك كيانست آنجا را دار الملك ساخت و بقاع خوب و عمارات مرغوب در آنجا طرح انداخت و برخى كفته‌اند كه طهمورث ديوبند آن مدينه را بنا كذاشت و جمشيد جم بر عظمت و وسعت آن همّت كماشت و اسكندر بن دارا در وسعت و عمارت آن كوشيد و بعضى كويند كه جمشيد بنا نموده به انجام رسانيد و طالع بنايش را برج قوس كفته‌اند ركن الدّوله حسن ابن بويه ديلمى آن شهر را حصار كشيده و دور او را بيست و يك‌هزار كام مقرّر كردانيد و در تعمير آن سعى بليغ كرد و سلطان ملكشاه سلجوقى قلعه به ترك را در غايت استحكام برآورد و اشرف پسرعم محمود غلجائى افغان در آن بلده حصارى محكم ساخت و خاندان قديم و دودمان عظيم را از آن ديار برانداخت در زمان ملوك صفويه آن شهر به‌غايت معمور و اكثر مشتهياتش موفور بود بعد از انقراض دولت ايشان روى به تنزّل نمود بيت آن مصر مكرمت كه تو ديدى خراب شد * آن نيل مرحمت كه تو ديدى سراب شد اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست مشتمل است به بيست و پنج‌هزار باب خانهء دلكشا و هزار پاره قريه بهجت‌فزا و هشت بلوك و ناحيه آباد و چندين مزارع خجسته‌بنياد و نواحى آن بر اين موجب است اوّل ناحيه بلخار دويّم ناحيه براهان سيّم ناحيه جى چهارم ناحيه قهاب پنجم ناحيه كراج ششم ناحيه لنجان هفتم ناحيه روىدشت هشتم ناحيه ماربين و توابع آن بر اين موجب است اوّل قهپايه دويّم اردستان سيّم كرون چهارم فريدن پنجم چهار محال ششم سميرم و قمشه هفتم جرقويه هشتم ابرقوه نهم نائين ناحيه جى و ماربين از كثرت باغات و بساتين با يكدكر پيوسته‌وارند بيت ماربين بين كه نسخهء ارم است * آفتاب اندرو درم درم است آبش زنده‌رود و در اكثر محلّاتش جارى و آن آب در كمال سازكاريست چون آب زنده‌رود به همه محلّاتش جارى نيست لهذا اكثر مردمش آب چاه تناول كنند و آب چاهش شيرين و سازكار و هوايش باعتدال مايل و كم‌آزار و خاكش مرده را متفرّق نكرداند و هرچه به دو سپارند نيكو محافظت كند اقسام فواكه سردسيريش وسط و مايل به خوبى و فراوان و اكثر اوقات ارزانست و به و خربزه‌اش از ساير ميوه‌ها ممتاز و حبوب و غلّاتش كران و بىامتياز است و نان بازارش بسيار بد و ساير مطبوخاتش وسط است در كتب تواريخ مسطور است كه اهل اصفهان در قديم الزّمان يهود بوده‌اند آنكاه زردشتى شدند بعد از ظهور خاتم‌الانبيا ( ص ) سنّى متعصّب شدند و از متابعان بنى اميّه كشتند آنكاه شافعى و جمعى حنفى شدند و به زور بازوى صوفيان صفوت‌نشان شيعه اثنى عشرى كشتند و از ملّت آباء خويش كذشتند اكنون مجموع آن ديار شيعه اماميّه و پيرو مذهب جعفريه‌اند و قرب هزار باب خانه عيسوى در خارج شهر در قريه جلفا و پانصد باب خانهء يهود و سيصد خانهء اهل سنّت و جماعت در اندرون شهر سكونت دارند و كويا ساير ملل نيز در كوشه و كنار طريق ملّت خويش سپارند اهل اصفهان نزد ابناى زمان فطن و زيرك و چنانچه لفظ زيرك و اصفهانى در عدد حمل يكيست عموما به تحصيل دنيا راغب و بزخارف آن طالب و مكر و حيله بر مزاج ايشان غالب است يكى از دانشمندان در مذمت آنجا فرموده و در كتاب نزهت القلوب نيز مذكور است بيت اصفهان شهركيست پرنعمت * آنچه در وى طلب كنى شايد همه چيزش نكو است الّا آنك * اصفهانى در او نمىبايد محقّقان كفته‌اند كه عموما مردم اصفهان به شرارت و خسّت و بخل كرفتارند و اكثر اوقات با يكديكر نفاق و نزاع و قتال دارند در كتب اخبار امده كه هركس چهل روز در ان