زين العابدين شيروانى

72

بستان السياحه ( فارسي )

و كماشتكان ايشانست راقم معروض مىدارد كه چند كاه در آن ملك سياحت نمودم و طريق معاشرت با فرق مختلفه آن ديار پيمودم و بصحبت اعاظم و اكابر آن كشور رسيدم و كلى از روضهء كمال افاضل آنجا چيدم ذكر هريك در موقع خود از مساعدت بخت مامولست ذكر اروميّه بضمّ اوّل و ثانى مع الواو و بكسر ميم و ياى تحتانى و هاء ساكنه شهرى دلكشا و بلدهء روح‌افزاست كويند از قديم آن شهر را دمدم كفتندى وى از بلاد آذربايجان هوايش خرّم‌بنيان و آبش فراوان و در اكثر خانها روان است قرب پنج‌هزار باب خانه در اوست و نواحى خوب و قراى مرغوب مضافات اوست باغاتش خرّم و ميوه‌اش نيكوست از اقليم رابع و در دامن جبال واقع و طرف مشرقش واسع است مردمش همكى شيعه‌مذهب و حكّامش خداوندنسبند از فرقهء افشار و عموما جلالت شعارند راقم داخل آن شهر نكشته امّا از قربش كذشته و با اهل آنجا معاشرت نموده است عموما ترك‌زبان و رندمشرب و خوش‌كذران باشند ذكر قدوة السّالكين و زبدة المتعبدين ميرزا مسلم اعبد عبّاد روزكار و ازهد زهاد اكثر ديار است به زيور كمالات نفسانى آراسته و به حليهء فضائل انسانى پيراسته ناهج مناهج شريعت غرا و عارج معارج طريقت بيضاست از خلفاى قطب العارفين و قدوة الواصلين الشّيخ الرّبّانى مجذوب على شاه همدانى قدس اللّه سرّه العزيز مىباشد و چندين سال على الاتّصال در خدمت آن حضرت بوده و بر خدمات پسنديده و رياضات حميده قيام و اقدام نموده و همكى مطبوع طبع و مقبول مزاج شريف آن جناب كرديده و بناء على هذا ملقب به نصرت على شاه فرموده و بتشريف خلافت مشرّف كردانيد و بهدايت اهالى آن ديار مامور نمود اكنون در همان ولايت بارشاد عباد و هدايت اهل آن بلاد اشتغال دارد و از لوازم موعظت و نصيحت آن ولايت فرونمىكذارد و به ترفيهء حال فقرا و تفريغ بال ضعفا مشغول و از توجّهات آن بزركوار مطالب طالبان آن ديار به حصولست راقم كويد كه بيست و چهار سال قبل در دار الملك طهران با آن جناب ملاقات نموده و ابواب معاشرت و مصادقت بر روى يكديكر كشوده اميد از لطف عميم خداوند كريم چنانست كه عن‌قريب كرة بعد اخرى ديدار آن بزركوار ميسّر كردد و باحسن وجه مرزوق شود ذكر ارويل بفتح اوّل و سكون راء و واو مع الياء تحتانى و سكون لام بلده‌ايست مسرّت‌انجام از عراق عرب عموما حنفىمذهب از اقليم سيّم هوايش خرّم و بكرمى مايل و آبش معتدل و مردمش طايفه ترك و كرد و عربند راقم آنجا را نديده امّا به نزديك وى رسيده و اهالى آنجا را بسيار ديده است ذكر ازمير بكسر اوّل و سكون زاء معجمه و ميم مع الياء و سكون راء بندريست عظيم‌الشّأن و شهريست وسعت بنيان در كنار بحر ابيض اتّفاق افتاده و طرف شمالش اندك كرفته و ساير اطرافش كشاده است چون آن بندر سمت بلاد فرنك واقع شده و نيز اكثر مردمش عيسويند لهذا اهل روم كاو را ازمير خوانند قريب بيست هزار باب خانه در اوست و نواحى چند از مضافات اوست از اقليم پنجم هوايش ملايم مسكن ارباب دولت و اصحاب تجارت و مردمش سفيد چهره و از متاع حسن و جمال بابهره‌اند متاع هفت كشور در آن بندر موفور و اقمشه مصر و شام در آن نامحصور است ذكر ازبك بضم اوّل و سكون زاء منقوطه و فتح باء تحتانى و سكون كاف عربى نام طايفه‌ايست در توران در عدّت و كثرت زياده از اين و آنست همكى حنفىمذهب و در آن طريق متعصّبند و شجاع و دلير و در بعضى مكارم دلپذير و در اكرام مهمان بىنظيرند عموما ترك‌زبان و فارسىكوى نيز بسيارند و همكى آن فرقه در اقليم چهارم و پنجم سكونت دارند مردان ايشان كوسج و بدمنظر و زنانشان از حسن و جمال برخوردارند اغلب ايشان از حقايق انسانى دور و از معارف مردمى مهجورند راقم كويد اوقات بسيار با فرقه ازبك بوده و با ايشان طريق مجالست و معاشرت پيموده و در سفرها و حضرها با اهل معرفت و ارباب محبّت ايشان صحبت نموده است كافّه ازبك با اهل ايران بغض و عناد دارند و از قتل و غارت ايرانيان هيچ‌كونه باك ندارند و بيشتر اوقات از اهل ايران اسير بتوران برده خريد و فروخت نمايند ذكر ازنكميد بكسر اوّل و سكون زاء معجمه و كسر نون و سكون كاف عربى و ميم مع الياء و سكون دال بندريست بهجت‌مآل در سه منزلى شهر قسطنطنيّه اتّفاق افتاده و طرف شمالش