زين العابدين شيروانى

71

بستان السياحه ( فارسي )

آن ملك زياده از بيابانست و محدود است از طرف مغرب به ديار بكر و ارزنة الرّوم و از سمت مشرق بآذربايجان و اران و از جانب شمال باران و چخورسعد سعد قارص و از جهة جنوب بجبال كردستان مسكن طوايف بسيار و مامن عشاير بيشمار خلقش در صباحت‌منظر و تناسب پيكر از اكثر بلاد ممتاز و مستثنى است و بر اين مدّعا وجود شيرين شورانكيز دليل و كواست قبل از بعثت عيسى على نبيّنا و عليه السّلام بر كيش زردشتيه و صائبيّه بودند و بعد از بعثت عيسى ع دين آن حضرت را اختيار نمودند و به مرتبه دين آن حضرت را رواج دادند كه مطلق عيسوى را ارمنى كفتند و چون رايت اسلام سر بر سپهر مينافام كشيد وصيت ملّت بيضا بشرق و غرب عالم رسيد در زمان خلافت عمر ابن خطّاب و عثمان ابن عفّان تمامى آن ملك به حيطهء اسلام درآمد و ان مملكت بر اهل اسلام مسلم شد اكنون صاحبان مذاهب مختلفه در آن ديار بسيار هستند من‌جمله جمعى يزيد ابن معاويه و ابليس را مىپرستند و كروهى كثير عيسوىملّتند و ايشان را ارمنى كويند اين فرقه اهل حرفت و و زراعتند و بعضى ديكر يهودند اين طايفه در غايت قلّت و ذلّتند و زمره علىاللّهيند ايشان از فرق مذكور كمترند و ديكر شيعهء اثناعشريند و قومى ديكر اهل سنّت و جماعتند ايشان متفرق به دو فرقه‌اند طايفه شافعىمذهب و جماعتى حنفى هر دو فرقه سواد اعظم و اهل رياستند قبايل و عشاير آن ديار طوايف اكرادند و در شجاعت و مردانكى جمله رستم نهادند قريب به صد هزار خانوارند و در مهمان‌نوازى و غريب‌پرورى مقدّم اكثر ديارند امّا فرقهء خونريز و فتنه‌انكيزند و از دزدى و قطّاع الطريقى نپرهيزند قديم الزّمان عمّال آن ولايت از طرف ملوك عجم بوده‌اند و در هنكام فرصت كاهى ولات آنجا طريق بغى و طغيان مىپيمودند و در سنهء 25 هجرى در زمان خلافت عثمان ابن عفّان سلمان ابن ربيعه قهرا و جبرا ولايت را بكشود و بعد از سلمان حبيب ابن سلمه آنجا را فتح نمود و در اخلاط كه دار الملك آنجاست قتل بافراط كرد و لوازم نهب و غارت و اسر به عمل آورد و چون زمان خلافت خلفاء راشدين سپرى شد امناى دولت بنى اميّه تصرّف نمودند و چند كاه امناء مختار بن ابى عبيده ثقفى ضبط كردند و بار ديكر بتصرّف احبّاى بنى اميّه درآمد و چون زمان دولت آن كروه منقرض شد ملوك بنى عباس ضبط كردند و چون كار اركان خلافت ايشان اختلال يافت ملوك نامدار بدانجا شتافتند آنكاه همواره سلاطين آذربايجان بدان ديار حكم نمودندى و در زمان ملوك‌الطوايف حكّام آنجا منفرد بودندى بعد از انقراض دولت چنكيزخانيّه و امراى چوپانيّه و ايلخانيّه و آق‌قويونلو و قراقيونلو اولياى دولت صفويه مسخّر نمودند و سلطان سليمان خان ابن سلطان سليم خان قيصر روم بنفس خود لشكر كشيده از تصرّف كماشتكان ملوك صفويّه منتزع كردانيد و شاه طهماسب ابن شاه اسماعيل صفوى جبرا و قهرا از روميان استرداد نمود بكرّات ميان سلاطين روم و پادشاه عجم در سر ملك ارمن شور و فتن واقع شده بالاخره سلطان مراد خان رابع در عهد شاه صفى نبيرهء شاه عبّاس ماضى مصرف نمود تا حال كه سنه هزار و دويست و چهل و هفت هجريست جميع بلاد ارمن در تصرف اولياء آل عثمان است راقم كويد كه مدّت مديد و عهد بعيد در آن كشور كرديده و به خدمت صاحبان ملك و ملّت و دين و دولت آن مملكت رسيده و آنچه از بلاد آن مكان و از ارباب عرفان و اهل كمال و اصحاب حسن و جمال مشاهده كرديده بطريق معهود مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالى ذكر ارمنيّه صغرا ولايتى است معروف و دياريست به خوبى آب و هوا موصوف از مضافات كشور اناطولى و محدود است از طرف مشرق بولايت دياربكر و از سمت مغرب به درياى روم و از جانب جنوب بديار شام و از جهة شمال بملك اناطولى و مشتملست به كوهستان سخت و جنكلهاى پردرخت مجموع بلادش از اقليم چهارم و هواى اكثر بلادش خرّم و اغلب سكنهء آن ديار طايفه ذو القدر و تركمان و كرد و قاجار و بهارلو و افشارند و سواد اعظم آنجا حنفىمذهب و بعد نصارى و علىاللّهى نيز بسيارند و محتويست بر بلاد قديمه و مداين عظيمه و قصبات بسيار و نواحى بيشمار و انهار و عيون از حد افزون و مواقع خوش و مراتع دلكش مردم آن مكان عموما ترك‌زبان و بر غربا و فقرا مهربان و سفيدرخسار و از حسن جمال برخوردارند قرب سيصد سال مىشود كه در تصرّف آل عثمان