ميرزا محمد على وفا زواره اى
65
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
طبع من ، گر مدحت ذاتت مكرر مىكند * دور نبود ، فيض از اين معنى مكرر يافته زادهء طبعم ، به اميد قبولت سالهاست * جا به دوش دايه و دامان مادر يافته اين نه برق و آن مطر ، كز رشك و شرم دست تو * ابر ، خود را گه در آب و گه در آذر يافته « 1 » عود بايد سوختش از بهر عطر مجلست * آسمان ، كز مهر و انجم ، عود و مجمر يافته اى جنابى كز پى كسب شرف بر پاى تو * آن سرى زيبد كه زيب از تاج و افسر يافته اندرين وادى كه ما گمگشتگانش رهروايم * ره به مقصد برد هركس چون تو رهبر يافته هركه را ديدم كه دارد معرفت ، آن از تو بود * ماه ، آرى روشنى از مهر انور يافته تا عطارد را همىگويند اصحاب نجوم ؛ * در فلك ، خود خانه از برج دو پيكر يافته خانهء فضل تو باد آباد ، كآنجا اهل دل « 2 » * حلقهحلقه ، جاى خود ، چون حلقه بر در يافته قصيده « 3 » اى همايون كاخ ، يزدان تا كه عالم آفريد * در جهان ، شبهت ، نه چشمى ديد نه گوشى شنيد هم قدر ، اندر زمينت ، عنبر سارا سرشت * هم قضا اندر هوايت ، مشك اذفر آفريد
--> ( 1 ) - ( اين بيت را ندارد . ) ( 2 ) - فضل ( 3 ) - در وصف مدرس مقدّس