ميرزا محمد على وفا زواره اى
64
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
آن كبوتر ، كآشيانش بام قصر قدرِ توست * بيضهء خورشيد را پوشيده در پر يافته بانگ ناقوس كليسا شايد از ارشاد خويش * بشنوى تبديل بر اللّه اكبر يافته ديدهء شخص قضا ، در زير چرخ قدر تو * عرش را سطح محدّب بر مقعّر يافته از پى گنجايش خود ، پادشاهِ جاه تو * با همه وسعت ، دوعالم را محقّر يافته عقل ، هركس را كه اندر ظلّ تقليد تو ديد * ايمنش از آفتابِ روز محشر يافته آنكه بر آيينهء دل ، نبودش رنگ نفاق * خشت كاخت همچو مرآت سكندر يافته سرمهء چشم اميد خلق يعنى سيم و زر * چشم احسان تو با خاكش برابر يافته جوهر نفس تو ، در آيين جدّت ، مصطفى * زينت اخلاص سلمان ، زهد بوذر يافته نخلهء قدرت كه دارد برگ و بارِ زهد و علم * صد رهش دهقانِ چرخ از سدره برتر يافته مدرست ، چرخ است و ذاتت ، مهر و اتباعت نجوم * نى ، از اينها ، رشك ، چرخ و مهر و اختر يافته خلق را محتاج ذاتت يافته ، عقل سليم * آنچنان ، كاعراض را محتاج جوهر يافته تشنهء فيضى كه لب بنهاد بر خاك درت * كام خشك خود ، ز آب زندگى ، تر يافته