ميرزا محمد على وفا زواره اى

50

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

حكمرانى ، ملول گشته بودند و آن را گناه مىدانستند ، زير اين سايبان ، پناه گرفتند . مانند « عبد الرزّاق متخلّص به گوهر ، كه در آغاز در مناصب حكومتى بود و سپس به مدايح سيّد روى آورده ، تدارك آن سيئات ، بدين‌گونه حسنات كرده ، يك‌بار براى يك رباعى موازى چهارصد تومان ، انعام گرفت و جميع ما يحتاج و مسكن و خورد و خوراكش ، تأمين شد ! » « 1 » يكى ديگر از اين وجوه به ظاهر ناهمگون در وجود سيّد ، همين علاقه‌مندى به شعر و شاعران آن روزگار است كه بسيارى از آن‌ها اگر صوفى مشرب نبودند ، تمايلات به تصوّف عمدتا در آثار آن‌ها به چشم مىخورد . البتّه از قرائن پيداست كه اين گرايش‌ها را قويا از سيّد پنهان مىكردند . اما احكام ضد صوفيگرى صادرهء از سيّد ، به تقريب ، از عموم مخالفت‌هاى مراجع معاصرش شديدتر بود . براى نمونه ، دو حكم از آن‌ها را به نثر سيّد ذكر مىكنيم . براى نخستين بار اصل اين حكم‌ها از روى نسخه خطى رسالهء « سؤال و جواب » كه در سال 1247 قمرى كاتب ، آقا محمّد خليل ، آن را نوشته است ، در اينجا مىآيد . « 2 » حكم نخست راجع به حاج زين العابدين شيروانى ملقّب به مست على شاه است : « بر قاطبهء اهل ايمان از امّت پيغمبر آخر الزّمان و شيعيان ائمهء انام - عليه آلاف التحيّة و السّلام - مخفى و مستور نماند كه حاجى زين العابدين شيروانى از حزب شيطان و معاند طريقهء طيّبهء پيغمبر انس و جان است . بر قاطبهء مسلمانان و كافّهء اهل ايمان كه خائف از مؤاخذه موقف حساب باشند ، لازم است احتراز و اجتناب از اين خبيث بىايمان نموده ، دين سعيد و شريف خود را از خباثت و مضرت اين راندهء درگاه إله ، و معاند شريعت مطهّرهء فخر انبياء محافظت نمايد . بلكه در هر بلدى كه اين شقىّ بدبخت منزل نمايد ، بر كافّهء اهل آن بلد لازم است كه اين معلون را از آن بلد اخراج نموده . . . ( الخ ) » « 3 » البتّه پر بعيد نيست اين مخالفت‌ها بيشتر با تصوف پوسته‌اى و صورى صورت مىگرفته است . چون تمايل سيد به يكى از عارفان بىكشكول و تبرزين زمان - درويش حسن كافى نجف‌آبادى مشهور به شاه‌كافى - را نيز برخى از منابع ياد كرده‌اند كه از سنن صورى درويشى ، فقط به « لباس موافق اموات » يعنى جامه سراسر سپيد بسنده كرده بود و سيد و برخى ديگر از عالمان بزرگ زمان ،

--> ( 1 ) - پيشين ، ص 176 ( 2 ) - با سپاس از جناب آقاى سيّد مهدى شفتى براى در اختيار گذاردن آن . ( 3 ) - رساله سؤال و جواب ( نسخه خطى ) ، سواد الحكم ، آخر كتاب در باب خاتمة فى المتفرقات ، بدون شماره صفحه