ميرزا محمد على وفا زواره اى
51
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
مانند شيخ محمد تقى نجفى مسجدشاهى - گاهگاه به ديدارش در نجفآباد مىرفتند . « 1 » چنانكه آشكار است ، همهء شعرا ، سيّد را چون ممدوحان ديگر ، تنها به دليل اخذ صله نمىستودند . بل شايد اين دو بيت عندليب كاشى - در پايان چكامهاش - خطاب به سيّد گوياى تعليل اينگونه مدح باشد : سخن سنجان به اميد عطا آرند گر مدحت * من از آن مدحت آوردم كه گردد زيور ديوان دگر چشم عطايش چيست از مدحت ، كسى كآمد * زهر بيتيش ، بيتى ساخته در روضهء رضوان « 2 » اجمالا وجوه متضاد و شگفتانگيز خوى سيّد ، از همين اشعار بهجا مانده پيداست . چنانكه سروش گفته : معجز عيسى و موسى هر دو اندر كلك تو * گاه جان بخشد به مردم ، گاه باشد جانستان « 3 » عالمى غريب ، تظلّم به دو مىبرد كه : كلبهاى بود و بسى سال ، در او بردم رنج * حاليا ظالم معلون صفتى غضب نمود . « 4 » بارى ، آفتاب وجود سيّد شاعرپرور ، مرجع ، زاهد و سياستمدار در سال 1260 ه . ق به بيگاه گراييد و در هشتاد و پنجمين سال عمر ، روى در نقاب خاك كشيد .
--> ( 1 ) - ر ك : جناب ، مير سيد على : رجال و مشاهير اصفهان ، ذيل درويش حسن كافى ( 2 ) - مآثر الباقريّه ، ص 221 ( 3 ) - پيشين ، ص 205 ( 4 ) - پيشين ، ص 86