ميرزا محمد على وفا زواره اى
44
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
و تسلط نداشتن شاه بر حدود و ثغور كشور ، عدهاى از ياغيان افغان و تركمنستانى نيز مرزنشينهاى ايران را در خراسان و ديگر نواحى اطراف ، مورد يورش و چپاول و سرقت قرار مىدادند . « 1 » اين آزارها ، به آنجا رسيد كه شاه ، پسر با كفايت خود - عبّاس ميرزا - را براى سركوبى اشرار ، به آن حدود گسيل كرد . عبّاس ميرزا با برگ و ساز فراوان ، يكباره ، هرات را محاصره كرد و نزديك بود آنجا به تصرف او درآيد كه ناگهان ، مرگ غيرمنتظرهء شاهزادهء جوان ، « 2 » نبرد را به سود خصم متوقف كرد . زيان اين مرگ نابهنگام ، در نامهء قائممقام به سيّد ، چنين ترسيم شده است : « اگر ده روز ، اين خبر ، نرسيده بود ، هرات به دست مىآمد . از قندهار تا سرحد هندوستان و از مرو تا حدود تركستان ، كلا در زير حكم و اقتدار دولت درمىآمد » . « 3 » اما چنانكه نوشتههاى تاريخى آن روز نشان مىدهد ، محمّد شاه نيز در ادامهء به ثمر رساندن جنگ ، كامى نيافت . او پنج سال بعد در سال 1254 ق . همراه حاج ميرزا آغاسى ، سيف الدّوله و برخى ديگر از سران سپاه ايران بهسوى هرات لشكر كشيد ، اما در پشت دروازههاى آنجا شكست خورد . برخى از دلايل اين شكست ، مطابق اسناد محرمانه وزارت خارجه كه بعدها منتشر شد ، آشكار گشت كه آشوب هرات بهانهاى بيش نبوده تا روسيه و انگليس ، هركدام به مطامع خود برسند . نيكلاى اوّل - تزار روس - افغانستان را بهترين معبر براى دستيابى به آبهاى آزاد و هندوستان مىديد . سفير تزار در دربار محمّد شاه ، كنت سيمونوويچ بود كه براى وصول به اين هدف ، دربار ايران را به شدت تحريك و ترغيب به حمله به هرات نمود و وعدهء پشتيبانى و حتى دخالت مستقيم مىداد . خود تزار هم در ديدارش با ناصر الدّين شاه هفتساله و اميركبير تلويحا اين حمله را خواست . لرد پالمرستون - وزير خارجه وقت انگليس - نيز از يكسو ، يك افسر انگليسى بنام پاتينجر ( Eldred Pottinger ) يا به قول محمّد شاه بادمجان ( ! ) را با مقدار زيادى پول به اردوى كامران ميرزا در هرات فرستاده تا آنها
--> ( 1 ) - اين آزار و چپاول و سرقتها تا زمان ناصر الدّين شاه ادامه داشت و او بالاخره سيف الملك وجيه اللّه ميرزا پسر عضد الدّوله - را مأمور سركوبى آنان كرد تا پس از چند ماه زدوخورد ، تركمنها شكست خوردند و تارومار شدند . ( ر ك : معيّر الممالك ، دوستعلى خان ؛ رجال عهد ناصرى ، ص 81 ) ( 2 ) - براثر ناخوشى ورم كليه در دهم جمادى الثانى 1249 ق ، در سن 47 يا 48 سالگى . ( ر ك : روضة الصفاى ناصرى ، ج 10 ، ص 63 ) ( 3 ) - ر ك : سياست گران دورهء قاجار ، ج 2 ، ص 66 ( قائممقام ، اين مكتوب را وقتى همراه محمّد شاه ، به لشكركشى به هرات ادامه مىداد ، از مشهد به سيّد شفتى نوشت . اصل نامه در تصرف خان ملك ساسانى بوده است . )