ميرزا محمد على وفا زواره اى
45
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
را تجهيز كند و از ديگر سو مكنيل را مأمور دفع الوقت و تضعيف ايرانيان كرد . اين دفع الوقت حدود دو ماه طول كشيد و اين انگليسى پرتدليس با انواع حيل از قبيل ؛ مخفيانه و با لباس مبدل به اردوى ايرانيان رفتن ، ايجاد گرانى و تفرقه در بازارها و اردوى ايرانيان ، جاسوسى از مذاكرات سيمونوويچ و پادشاه و اطرافيان ، وقتكشى و معطلى در اردوى هرات ، و غيره زمام امور را از دست شاه سادهانديش و وزير درويش مآبش درآورد تا كشتى سربازان انگليس بتواند در خليج فارس لنگر بيندازد . « 1 » در مجموع مىتوان برخى از دلايل اين شكست را در اطاعت بىچون و چراى شاه از حاج ميرزا آغاسى و فريب خوردن از وزير مختار انگليس - مستر مكنيل - خلاصه كرد . مكنيل يك اسكاتلندى جوان و زيرك تمامعيار انگليسى بود كه به عنوان دستيار جراح به هيئت نمايندگى انگلستان در ايران ، به رياست هنرى ويلاك ( Henry Willock ) پيوست و به زودى توانست خود را در حل و فصل امور ديپلماتيك وارد كرده و متدرجا ترقّى كند و وزير مختار مأمور تهران گرداند . دنيس رايت ( Denis Wright ) او را قابلترين و بانفوذترين سفيران انگليس در ايران در سراسر قرن نوزدهم مىداند . « 2 » شايد راه يافتن او به سياست از زمانى تسهيل گشت كه پزشك خاص عبّاس ميرزا شد . مكنيل در معركه هرات ، به گفته ناسخ التواريخ دوبار و به روايت فارسنامه ناصرى ، سه بار ، شاه جوان ايرانى و وزير پيرش را فريفت و هرچند بار با اصرار اجازه خواست كه براى ايجاد زمينههاى تسليم هراتيان و آشتى بين كامران ميرزا و يار محمّد خان به اردوگاه يار محمّد برود . اما هربار با وقتكشى ، ايرانيان را در انتظار سوخت و حتى ده هزار تومان وجه نقد زر مسكوك از خود به خصم پرداخت و با پافشارى از آنها خواست قلاع خراب و لشكر منهزم خود را سريعا بازسازى كنند . سپس دست خالى برمىگشت و اظهار تأسف مىكرد . دست آخر مهدى خان قراپاپاخ اين تدليس و تلبيس وى را به شاه گزارش داد و محمّد شاه را خشمگين و آشفته ساخت . شاه ، مكنيل را از خود راند و از
--> ( 1 ) - ر ك : تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن 19 ، ج 2 ، ص 23 - 421 و نيز : سفرنامه چهار فصل ، ص 564 به بعد و همچنين : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، صص 3 - 51 ( 2 ) - The English Amongst the Persians , London , 1977 , P . 21 F . McNill ( McAlister ) Memoir of the right Honorable Sin Johr McNill , london , 1910 ( به نقل از : ع . امانت ، صص 14 - 113 ) :