ميرزا محمد على وفا زواره اى

43

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

همگى يا از بيم محمّد شاه و يا از ترس فتحعلى شاه به سيّد پناهنده شدند . اصفهان ، در زمان او ، مركز علمى - دينى جهان تشيع بود . البتّه پيشينهء اين مسأله را در سنوات پيش ، بايد جستجو كرد . « از زمان صفويه ، يكى از مراكز مهم دينى دنياى تشيع بود كه مدارس بزرگ و موقوفات بسيار داشت . همه علوم اسلامى و متداول ميان مسلمانان ، مانند فقه ، اصول ، منطق ، كلام ، اخبار ، حكمت ، نجوم و غيره ، در آنجا آموزش داده مىشد و از عموم سرزمين‌هاى اسلامى ، براى بهره‌جويى از محضر دانشمندان و متفكرين به آنجا مىآمدند و اگر كسى حوصلهء تحصيل داشت ، بدون داشتن سرمايه مىتوانست ، سال‌ها به آسانى ، همهء علوم را فرا گيرد . . . تا زمان [ فوت ] مرحوم حجة الاسلام شفتى ، اين مركزيت دينى - علمى در اصفهان برقرار بود . . . بعد از وفات آن مرحوم كه در اواخر سلطنت محمّد شاه قاجار روى داد ، يك‌باره و بىسروصدا ، اين حوزه ، به عراق منتقل گرديد . « 1 » » نگارنده ، يكى از نشانه‌هاى بزرگ اقتدار سيّد را در نامهء مفصّل وزير مختار وقت انگليس در ايران - مستر مكنيل ( Sir John MC Neil ) به او مىبينم . فشردهء اين رويداد ، چنين است . مىدانيم كه روزگار پادشاهى فتحعلى شاه دوران آشفته‌اى است . درحالىكه شاه در مركز به تكثير اولاد و يافتن راه‌هاى متعدد براى رفع خستگى و ملالت از انبوه پرده‌نشينان حرمسرايش سرگرم بود ، روس‌ها در شمال ايران به كشمكش و تحميل قراردادهاى گران به ايران مشغول بودند و دولتين انگليس و فرانسه نيز با فشار خود بر دولت قاجار ، نتايج نامطلوبى به بار آورده بودند . به علّت بىكفايتى

--> ( 1 ) - ر ك : ساسانى ، خان ملك ؛ دست پنهان سياست انگليس در ايران ، ص 103 ، ( نويسنده علّت اين تصميم به انتقال را چنين مىداند ؛ « در ايّامى كه انگليسىها مىخواستند ايران را به جنگ با روس بكشانند و قفقازيه را از ايران مجزا سازند ، از نجف و كربلا ، علماى دينى را به وسائل مختلف ، برانگيخته و به خدمت گرفتند » . پيشين ، ص 100 . )