ميرزا محمد على وفا زواره اى

348

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

نحو و تحصيل كتابهايى مانند منطق شمسيّه و مرآة العقول اشاره مىكند و پس از آن مختصر البيان ، مطالع ، لمعه ، اشارات و اسفار را به آموختن مىنشيند . اما زندگى ، او را نيز مانند وفا از ادامه تحصيل باز مىدارد . بهار آن‌گاه به شغل موروثى مىپردازد و در آن ، استادى نشان مىدهد . آثار به‌جاىماندهء از او در اين فنّ آن‌چنان گيرا و بىبديل است كه استاد همايى پس از رؤيت قرآنى با تذهيب او كه از آثار 1269 ق است ، مىنويسد : « اگر بگويند يك قطعه الماس برليان صد هزار قيراطى در خاكستر مطبخى يافته‌ايم ، باور توان كرد . اما اگر بگويند كه قرآنى مثل قرآن خط آقا غلامعلى با تذهيب آقا محمّد على مذهّب معروف اصفهانى ديگر وجود خواهد گرفت ، باور نتوان كرد . » ( تاريخ اصفهان ؛ بخش هنر و هنرمندان ، صص 8 - 87 ) بهار بعدها توانست تذهيب مكتوبات را در كنار شاعرى عرضه كند و حكومت فتحعلى شاهى مكرّر او را به نواخت صله‌هاى گران مباهى كرد و در مرحلهء بعد از اين به حقوق و مقرّرى دست‌يافت . او در سال 1250 ق كه سيف الدّوله جاى خود را در اصفهان به منوچهر خان معتمد الدّوله گرجى داد ، به اصفهان آمد و قصيده‌اى غرّا با قافيهء ياء ، تقديم حاكم جديد اصفهان كرد . قصيده ، آن‌چنان رشك برخى را برانگيخت كه او را محكوم به سرقت از شاعر ناكام ، سيّد حسين مجمر ( ر ك : تعليقه ش 29 ) كردند . حاكم جوان در ابتدا او را به محكمه پاسخ‌گويى كشيد و وادار به اجراى سوگند كرد . اما بعد خود ، دست به كار تحقيق و تفحّص شد و در نهايت ، معلوم گشت كه بهتانى بيش نبوده و همه اشعار از ذوق بهار شكوفا شده است . رشتهء گسستهء بين حاكم و بهار ، اين بار چون به هم پيوست ، سبب نزديكى بيشتر آن دو شد و شاعر هنرمند ، براى جبران محبت معتمد الدّوله از او خواهش كرد به سياق مألوف ، اشعار و مديحه‌هاى شعرا دربارهء او را گردآورى كند و در تذكره‌اى مرتب نمايد . اين خواسته قبول افتاد و يكى از حجيم‌ترين تذكره‌هاى سده‌هاى اخير شعر فارسى پديد آمد . منوچهر خان اصالتا اهل تفليس بود و از گرجىهايى به شمار مىآمد كه در سال 1219 ق در نبرد ميان فتحعلى شاه و گرجىها اسير شده بود و همراه اسرا به تهران آورده شد و در حريم حكومتى به خدمت ايستاد . اما چنان از خود لياقت نشان داد كه به زودى ، سمت « ايش آغاسى » حرم سلطنتى به وى محوّل شد و حتّى بلافاصله پس از مرگ معتمد الدّوله نشاط ( سال 1244 ق ) لقب او به منوچهر خان اعطا شد . ازآن‌پس ، به تناوب ، مأموريت‌هاى كوتاه و بلند متعدّدى را در ولايات مختلف ، برعهده داشت كه عموم آنها موفقيت‌آميز بود . پس از مرگ فتحعلى شاه ، از سوى محمّد شاه به حكومت اصفهان گماشته شد كه در اين مأموريت اخير تا آخر عمر خود - يعنى سال 1263 ق - به تثبيت