ميرزا محمد على وفا زواره اى
302
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
زمانى از خال و خط خوبان ، هيئت نون ، به خاطر آوردمى . از چشم و ابروى گلرخانم ، دو صاد معكوس دايره قوسى ، مشاهد گشتى . و از ديدن دندان و دهان دلبرانم سينى نهفته در ميم ، معلوم آمدى و از گفتهء اديب صابر 283 خواندمى : قطعه زير خطّ زبرجدش ، ميمى * زير زلف معنبرش ، صد جيم زير آن جيم ، طوبى و فردوس * زير آن ميم ، كوثر و تسنيم پشتم از جيم او ، چو جيم دوتاست * بر من از ميم او جهان چون ميم اين درارى سپهر فصاحت و ازهار رياض بلاغت كه از نتايج قريحت فاضل اجلّ و عالم اكمل ، سيّد سعادت قرين و سرور عنايت آيين ، سيّد صدر الدّين 284 - شرّح اللّه صدره و رفع اللّه قدره - ظهور يافته ، هم بدين مساق است و آرامش جان عشاق . قطعه فى كوكبى صدغيه واوان ما عطفا * و الواو العطف الّا الواو فى ذين ميم و نونان قد حلتهما الف * خطّت بصفحة نور بين عينين استغفر اللّه لا بل هذه قمر * شقّته كف بنى الحسن نصفين يكى از فصحاى عرب هم در اين مقام گويد : حبيبى ثغره بالسّين شكلا * و كالميم المدور شكل فيه هما سمّ فوا عجبا حياتى * اذا ماذقته لا شكّ فيه 285 در خلال اين احوال ، نقاوهء اصحاب حال ، جناب مستغنى القاب ، خلاصهء اطياب ، سلالهء انجاب ، پيرايهء فوز و فلاح ، سرمايه تقوا و صلاح ، نخبة العلماء ، زبدة الفضلاء ، استادى المفخم ، استنادى المعظم ، مخدوم لازم التعظيم ، الحاج ملا عبد العظيم 286 - عظم اللّه شانه و اوضح برهانه - از بيدگل كاشان كه مسقط الرأس ايشان است ، به مضمون « قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ * و ابتغوا من فضل اللّه » 287 به مدينة السادات زواره ، وارد [ شد ] . چون والد ماجدم - تغمّده اللّه بغفرانه - مشتغلين مسائل دينيه را دوست داشتى و از ملزومات رعايت و احترام وعاظ ، وارثين خود را فارغ نگذاشتى ، قدوم جناب سابق الالقاب را مغتنم يافت ، به توجهش شتافت . ساير اشراف نيز در آن معاملت ، موافقت كرده ، در مراسم تمجيد و تبجيلش ،