ميرزا محمد على وفا زواره اى

293

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

نوّاب اسم شريفش ميرزا محمّد و بنيان فضل ، به معمارى بناى فكرتش مشيّد است . كهين فرزند ارجمند و بهين‌زادهء آزاده ، صارم نيام دانش ، ليث غاب بينش ، درياى حكمت ، آسمان معرفت ، فاضل سبحانى ، عارف ربانى ، بو المجد و المفاخر ، ميرزا محمّد باقر نوّاب است كه در سنهء ئيلان‌ئيل 257 ، مطابق يك هزار و دويست و چهل و هشت هجرى ، انتظام مهامّ مملكت و انتساق امور رعيّت را به دار الخلافه تشريف‌فرما شده ، ادراك محضر همايون خديو گيتىستان ، خاقانى صاحب‌قران ، فتحعلى شاه قاجار - خلّد اللّه ملكه و جرى فى بحر الخلافة فلكه - را مايه نظم امر رعيّت دانسته . پس از ورود سعادت نمودش ، محرّر اوراق ، در دار الخلافه بود و به شرف صحبت جان‌پرورش ، مسرور و مشعوف آمد . هم در آن سفر ملالت اثر ، از قيد علايق رست و به جوار ايزدى پيوست . اعلى اللّه مقامه و جعل الجنة منامه . عربيّه لا مكث اللّه دنيانا فقيمتها * ليست تفى عند ذى لبّ بقيراط 258 نه همين در زمان خاقان قاجار ، نظم امور رعيت دادى و ابواب رفاه حال و فراغ‌بال ، بر روى فقرا و ضعفا گشادى ، در سوابق زمان و سوالف اوان نيز خاطر مباركش به ترفيه حال رعايا مشعوف و همّت والانهمتش ، بر انتظام امور فقرا مصروف بود . در زمان دولت على مراد خان زند 259 ، نوّاب معظّم اليه ، پيوند الفت با جعفر خان زند ، زايدالوصف مستحكم بود و از آنجا كه نوّاب معظّم اليه ، در اقسام حكمت ، مسلّم عصر و در رياضى ، فيثاغورث و بطلميوس دهر بود ، آثار جلالت از ناصيه‌اش هويدا و علائم پادشاهى از درجهء طالعش پيدا ديده ، حكم فرمود كه بدون انگيخت معارك و آويخت مهالك و مشاجرت و قبال و مكاوحت با ابطال ، خطبه سلطنت به نام همايون جعفر خان خوانده خواهد شد و اشاره لازم البشاره رفت كه جعفر خان كه در آن اوان در همدان حكمران بود ، به سامان اصفهان حركت