ميرزا محمد على وفا زواره اى

22

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

سيف الدّوله سلطان محمّد ميرزا « 1 » ( ر ك : تعليقه ش 125 ) كه حدود پانزده سال بيشتر نداشت ، برداشت و با خدم و حشم و حشر به طرف اصفهان حركت كرد و بلافاصله پس از ورود ، حاكم را خلع و جريمه كرد و سلطان را به جاى او نصب كرد . سپس اشرار را به وضع غريبى دستگير و مجازات نمود و هاشم خان را نيز « به حليهء ميل ، مكحول البصر كرد . » عبد اللّه خان امين الدّوله ، خود پيشاپيش به سيّد شفتى دخيل شده و در خانهء او در مجاورت مسجد سيّد بست نشسته بود . حريم سيّد در آن روزگار ، آن‌چنان مستحكم و حصين بود كه تا چندى بعد مقامات متعدد دولتى و حتى ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام نيز نتوانستند او را از آن ، بيرون آورند و تسليم حكومت كنند . « 2 » البتّه دولت بهيهء انگليس هم در زمينه اين خاطر جمعى و اطمينان تام امين الدّوله تأثير وافر داشت . سيف الدّوله گرچه جرأت و كفايت تام حكومت خطير اصفهان را نداشت و يوسف خان گرجى به وزارتش آن را تدارك مىكرد ، اما - از فرزندان فراوان خاقان - جزو فضلاى آنان به شمار مىآمد . اهليت شعر و ادب و نقاشى و معمارى و فنون او از همان ابتداى حكومت باعث آمد كه به سرعت اهل ادب پيرامونش درآيند . او عمارت صفوى و زيباى « سرپوشيده » را در جنب چهل ستون ، به عنوان كاخ انتخاب و آن را به نحو دلخواه تعمير اساسى كرد و در آنجا بر تخت قدرت تكيه زد و آنجا را محل تجمع اهل فضل نمود . « 3 » وفا كه در تهران معرف حضور شاهزادگان ادب دوست بود ، براى سيف الدّوله ناشناخته نبود . بنابراين جزو نخستين كسانى بود كه به مصاحبت او نشست و گهگاه اشعار نسخهء سلطان جوان را ترميم كرد . آن‌چنان كه از قراين تاريخى هويداست ، سيف الدّوله مسحور قدرت و نفوذ سيّد شفتى قرار داشته و به كوچك‌ترين اشارت او ، به چشم قبول و اجرا مىنگريسته است . شواهد متون و تواريخ گواهى مىدهد ، مؤثرترين كسى كه زمينه اين ارتباط را ميان سيّد و سلطان فراهم ساخت ، وفاست .

--> ( 1 ) - براى شرح احوال مبسوط او ر ك : مسجدى ، حسين : « سيف الدّوله محمد ميرزا » ، مجله پژوهشى دانشگاه اصفهان ، جلد 13 ، ش 1 ، 1381 ، صص 90 - 67 ( 2 ) - منشأت قائم‌مقام : ص 227 ( نامه 104 ) ( 3 ) - مع الاسف بايد گفت كه اين عمارت بىهمتا ، مانند كاخ‌هاى ديگر به دست ظل السلطان منهدم شد .