ميرزا محمد على وفا زواره اى

261

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

بنا كردند معماران به حكم آن‌چنان بانى * همايون مسجدى كز وى رواج مروه و مشعر چه مسجد ، كآمد استحكام بنيانش ، خلايق را * براى رفع يأجوج شياطين ، سد اسكندر چه مسجد ، خاك او تا پشت ماهى ، تربت پاكان * نسيم باد او تا خرگه مه ، روح جان‌پرور چه مسجد ، بقعه‌اى كز وى ، فروزان ، مشعل ايمان * ملائك پرتوش را محو چون پروانه ، پر بر پر چه مسجد ، هركه جا گيرد به ميمونْ سايه‌اش ، روزى * به محشر ، فارغ است از آفتاب عرصهء محشر چه مسجد ، صفّه و بابش ، به معنى خطّهء جنّت * چه مسجد ، منبع آبش ، به ظاهر ، چشمهء كوثر ز هريك خشت بىرنگش ، به حسرت جان جام جم * ز هريك قطعهء سنگش ، خجل ، مرآت اسكندر ز مهر و مه ، دو قنديل است ، اگرنه طاق گردون را * فروزان ، اندرو بينى ، دو صد مصباح روشنگر به صحن و حايرش زاير ، صفوف جيش رحمانى * ز ديوار و درش ظاهر ، شكوه دين پيغمبر الا تا اين بنا باقى است ، بانى را بقا بادا * كه تن را زندگانى نيست دور از جان جان‌پرور چو شد از سعى بنايان ماهر و آن‌چنان « 1 » بانى * تمام ، اين كعبهء ثانى ، ز لطف ايزد داور دبير فكرت « سيما » پى تاريخ او گفتا * « ز نو در اصفهان بنگر ، قيام كعبه‌اى ديگر » 234

--> ( 1 ) - بنّايان ، به امر آن‌چنان