ميرزا محمد على وفا زواره اى
251
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
لجّه فقه و فضيلت ، آنكه فُلك نُه فلك * هست در دامان موج او نمودار حباب « 1 » گر بگويم آسمان و آفتابستى ، كه ديد * آسمانى باوقار و آفتابى بىسحاب ؟ « 2 » ماحى كفر و ضلالت ، حامى شرع مبين * باعث خير خلايق ، وارث كلك و كتاب گفتِ او گاه عطا ؛ منطوقهء فضل الكمال * حكم او روز قضا ؛ مصدوقهء فصل الخطاب با نسيم خلق او ، قدرى ندارد بوى گل * با شميم لطف او ، چيزى نيرزد مشك ناب لطف او با نيكخواهان ، همچو دريا با سمك * قهر او با بدسگالان ، همچو صرصر با ذباب اى خداوندى كه بعد از هر مناجات سحر * راز پنهانى ، عيان بينى ، به چشم نيمخواب « 3 » همّت عاليت ، دى سوى جبال شامخات * كرد « 4 » پاى عزم ، با اصحاب خدمت در ركاب بنده از بىمركبى در حجره ورزيده سكون * ور نه هجرت از ركابت مىنكردم ارتكاب جاودان بادا وجودت ، كز وجود چون منى * خدمتى شايسته برمىنايد ، اندر هيچ باب آنچه مىخواهى ، خدا آن خواسته است اندر ازل * آب اگر جويى ، تو را كوثر شود ، موج سراب
--> ( 1 ) - موج فضل همچون يك حباب ( 2 ) - ( اين بيت را ندارد ) ( 3 ) - ( اين بيت را ندارد ) ( 4 ) - كرده