ميرزا محمد على وفا زواره اى

242

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

جن و انس و ديو و دد اندر قدومش خاكبوس * چرخ و ماه و آفتاب اندر جنابش ، جبهه‌سا بندهء فرمان او ، جمع خلايق در زمين * شايق درگاه او ، فوج ملائك در سما دم‌به‌دم بر فتوى و حكمش ، فلك را آفرين * سربه‌سر بر تقوى و زهدش ، ملك را مرحبا آنكه با شخصش عدالت ، چون سليمان با نگين * آنكه با حكمش شريعت ، همچو موسى با عصا هركجا احكام او ، بشكسته بازوى ستم * هركجا فتواى او ، كوته شده دست جفا با ثناى او زبان را قصّهء مور و لگن * با دعاى او بلا را نسبت برق و گيا جان او را حالتى با شرع ، چون شير و شكر * راى او را الفتى با دين ، چو كاه و كهربا در رهش ريزند دُرّ و لاله هر شام و سحر « 1 » * بر درش آرند بوى و مشك ، هر صبح و مسا حقه‌حقه ، بحر و دسته‌دسته ، باغ و بوستان * طبله طبله ، كان و نافه‌نافه ، آهوى ختا نقشبند خار و گل ، شش چيز را از لطف خويش * بهر بذل و بزم « 2 » او شش چيز فرمايد عطا كوه را لعل و صدف را گوهر و نى را شكر * نحل را نوش و گلستان را گل و گل را صفا

--> ( 1 ) - صبا ( 2 ) - ( نم : بذل بزم )