ميرزا محمد على وفا زواره اى

243

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

بقا 208 كه اسمش سيّد كاظم و شرح احوالش سابقا ، مرقوم قلم راقم است ، در « 1 » تاريخ در ملائك شهپر مسجد اقصى اثر ، اين قطعه را منظوم آورده ، معروض داشت . كاتب ، در اين سفينه نگاشت . قصيده به عهد دولت شاهنشه سليمان فر * خديو خطهء ايران ، خدايگان جهان يگانه فتحعلى شاه ، آنكه چرخ بلند * به بندگى درش بسته از مجرّه ، ميان سپهر شرع نبى ، آفتاب كشور و دين * ضياى مذهب و ملّت ، مربّى ايمان سمى قبلهء پنجم ، محيط علم كه هست * ز نسل موسى كاظم ، امام كون و مكان به خاك درگه او ، جبهه‌سا ، همه اشراف * به سمّ مركب او بوسه زن همه اعيان قضا نهاد به حكمش بناى اين مسجد * قدر ببست به امرش چو پيشكار ، ميان نظير رفعت هر طاقش ، آسمان بلند * شبيه شمسهء ايوانش ، آفتاب جهان ز صوت مُقرىاش ، اهل صوامع ملكوت * صباح و شام ، به تسبيح حضرت سبحان تبارك اللّه از اين كعبه‌سان بنا ، كآمد * به هر درش ز فلك ، فوجى از ملك ، دربان درى كه حق بگشادى عيان به محفل قدس * درى كه باز شد از حق نهان به خلوت جان اگرنه رونق ايمان بود ، چرا هر شام * فروزدش به قناديل ، مشعل ايمان ؟ اگرنه منزل وحى است ، ازچه‌رو گردد * نزول خيل ملائك ، به مقتداى زمان ؟ دبير پير خرد خواست سال تاريخش * رقم زند كه بماند به دهر ، جاويدان رقم نمود بقا ، بهر سال تاريخش * « درى گشوده شد از كعبه نو به اصفاهان »

--> ( 1 ) - به جهت