ميرزا محمد على وفا زواره اى
216
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
عندليب 175 هو سحاب البحر ، حباب اليم ، ضياء الشّمس ، صباح الامس ، نجم الفلك ، ملك بن الملك ، محمّد حسين خان بن ملك الكلام ، فلك الكرام ، فتحعلى خان ملكالشّعرا 176 - رفع اللّه مقامه و جعل ارائك الجنان منامه - پدر و پسر را خاطر ، بحر ذخّار و طبع هريك ، محيطى بىكنار است . پدر ، خديو كشور بلاغت است و پسر ، قهرمان جهان فصاحت . پدر ، خسرو ممالك سخنگسترى است و پسر ، شهريار ديار هنرپرورى . چه پدر ! لؤلوى تاييد الهى را بحر * چه پسر ! گوهر اسرار خدايى را كان چه پدر ! گوهر او مرسلهء جيد وجود * چه پسر ! پيكر او ، واسطهء بسط روان كه روان پاك آن پاك پدر ، زيب رياض جنان و وجود محمود اين فرزانه پسر ، زينت ساحات جهان باد . در طى شرح احوال « ناطق » به تقريبى ، به نگارش مجملى از محامد صفات ملكى ملكات و شرح حالات سماحت سمات و ذكر مقالات اعجاز آيات آن ستوده پدر كه اعجوبهء زمان و نادرهء دوران بود ، قلم مآثر رقم به عجز ، معترف آمد . چنانچه در اوصاف پسنديدهء اين فرزانه پسر نيز جسارت آورد . به واسطهء اتّحاد آن دو خجسته ذات و ازدياد مكارم صفات ، همان شرمسارىاش تازه و تشويرش ، بىاندازه خواهد گرديد . ولى از مكارم اخلاق آن يگانهء آفاق ، به همينقدر اكتفا مىرود « 1 » كه با آن كه همان مناصب عاليه كه پدر بزرگوارش را علاوه بر منصب ملكالشّعرايى در ديوان كبريايى ، حاصل بود ، جنابش را آماده ، بلكه تقرب پايهء اورنگ شهرياريش از جميع مقربان بارگاه جلالت ، زياده است . با همگنان ، طريق مسالمت پويد و رسوم تكبّر و تجبّر ، نجويد و ستايش افكار رزين و نيايش اشعار متينش ، آفتاب به روشنى ستودن و احصاى ستاره نمودن است . والد مرحومش را به كاتب ، كمال عنايت و ولد را از
--> ( 1 ) - نموده