ميرزا محمد على وفا زواره اى

207

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

بر خلاف وضع خود ايّام نقش دوستى * در ميان وحش و طير و انس و جان خواهد كشيد هيچ مىدانى كه از عدل كدامين دادخواه * ملك پا در دامن امن و امان خواهد كشيد ؟ باقر علم لدنّى ، آنكه عدلش خط نسخ * بر عدالت‌نامهء نوشيروان خواهد كشيد گرنه بر سمت مراد او كند سيّاره ، سير * نهى او فُلك فَلَك را بادبان خواهد كشيد آسمان هر شام ، انجم را به پيشت چون گهر * رشته‌رشته ، بر رسوم ارمغان خواهد كشيد دشمنت را چرخ خواهد كرد بر بام بلند * ناگهان از زير پايش ، نردبان خواهد كشيد چون ثناخوان توام ، گنجور طبعم بعد از اين * در رهت هر روز گنج شايگان خواهد كشيد كم مباد از گلشن عمرت ، بهار خرّمى * تا گلستان ، زحمت باد خزان خواهد كشيد استخوان دشمنت بادا نشان تير غم * تا هما را ميل ، سوى استخوان خواهد كشيد ايضا فى القصيدة ايا ز شاهد خلوت‌سراى دل مهجور * به پنج‌روزهء عيش جهان شده مغرور ! 169 گذشت عمر و دريغا كه ما نهان باشيم * به زير خاك و بسى بگذرد سنين و شهور گمان مبر كه برآيد به خانه ، پرتو صبح * ز خواب ديدن خورشيد در شب ديجور دلت ز آتش سودا سيه چو نافهء مشك * چه سود از اينكه شدت موى سينه چون كافور ز بىنوايى خود پيش خلق ، شكوه مكن * صبور باش كه يك نام خالق است « صبور » غرض ، نصيحت ما را نكو نيوش و بياب * كه مطلع خوش ديگر درآورم به ظهور