ميرزا محمد على وفا زواره اى
152
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
دودمان شهامت و خلاصهء خاندان امامت كه پيغمبر ستوده را مروّج دين و اجداد طاهرينش را جانشين است ، اگر شعرا را گرامى و ارجمند و به جوايز و انعامات خرسند مىدارند ، بهجز اقتدا به ائمهء اطهار و تأسّى به جدّ بزرگوار نيست . عربيّه و با به اقتدى عدى فى الكرم * و من يشابه ابه فما ظلم 109 قصيده « 1 » نيست غم گر مهدى صاحبزمان پنهان شده * مهدى ديگر به جايش ، نصب در دوران شده مصطفى را جانشين و هريكى ز اصحاب او * در طريق زهد هريك بوذر و سلمان شده خاك درگاهش دهد عمر دوباره كز صفا * روح بخشا ، همچو آب چشمهء حيوان شده مفخر آل پيمبر ، داورى كز ذات پاك * باعث ايجاد نه گردون و چاراركان شده سيّد سادات دوران ، باقر آن كز دين او * خانه دين رسول حق ، قوى بنيان شده تا ندرّد برّهء دين هُدا را گرگ جهل * خلق يكسر گلّه گشته ، علم او چوپان شده جز كمال ذات پاك عارى از نقصش به دهر * هر كمالى را كه بينى عاجز از نقصان شده درگه شاهان ، خلايق راست گر ملجا به فضل * بارگاه او ملاذ و ملجاء شاهان شده
--> ( 1 ) - از قصيدهء نشاطى خان قدرى كه قابل تذكره بود ، ثبت نمود .