شير على خان لودى
77
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
فصل اوّل در بيان حاجت به علم عروض و واضع و وجه تسميهء آن چون شعر كلاميست موزون و هر موزونى را ناچار است از ميزانى تا زياده و نقصان از آن ميزان توان دانست و ميزان شعر به علم عروض معلوم شود ، پس هركس كه در شعر دخل كند ، خواه به گفتن و خواه به شناختن ، بر او لازم باشد كه عروض بداند . و استخراج اين علم از خليل بن احمد بصرى شده . و در وجه تسميهء اين علم به عروض ، اقوال بسيار است ؛ بعضى گويند كه خليل بن احمد در مكّهء مباركه - زادها اللّه شرفا - بوده و در آنجا بدين علم ملهم شده ، چون از نامهاى مكّه يكى عروض است ، اين علم را به اسم مكّه خواند به جهت تيمّن و تبرّك . و بعضى برآنند كه عروض به معنى [ ظرف ] 66 است ، چون اين علم ظرف بعضى از علوم است ، بدين نام خواندند . و برخى گويند در تركيب اين چهار حرف « ع ر و ض » معنى ظهور و كشف است و بنا بر آنكه به اين علم ظاهر مىشود وزن صحيح و غير صحيح ، ازاينجهت مسمّى به اين اسم گرديد . و طايفهاى مىگويند كه عروض در لغت راه گشادهاى در كوه بود ؛ پس چنان كه از راهى كه در كوه است به هر موضعى مىتوان رسيد ، از دانستن اين علم نيز به كلام موزون و ناموزون پى مىتوان برد . و به زعم جمعى ، جزء آخر بيت را « عروض » گويند ، و اين علم مشتمل است بر معرفت آن جزء آخر ، لهذا اين علم را به اسم جزء خواندند ، و در ميان عروضيان بسيار مذكور مىشود كه : عروض اين بيت چنين است و عروض آن بيت چنان . و گمان فرقهاى آنكه عروض بر وزن فعول است به معنى مفعول ؛ پس معروض عليه شعر باشد ، چه شعر را بر آن عرض مىكنند تا موزون از ناموزون جدا شود .